رها یافتگان هفته گذشته نمایندگی رباط کریم


در جهانبینی مثالی داریم تا وضعیت سیستم انرِِِژی انسان را بهتر درک کنیم مثال استخر انرژی بود که گفتیم اگر این استخر با یک سری ورودی و خروجی ترسیم شود و کار ورودی و خروجی ها این باشد که آب را به بیرون انتقال دهد یا از بیرون به داخل انتقال دهد در ما احساس به وجود می آید.
تعریف احساس:جابجایی آب درون استخر یا جابجایی انرژی.
وقتی بچه ای در پارک می رود بالای سرسره و سر می خوره میاد پایین این انرژی که در خود جمع کرده در سر خوردن از دست میدهد و این طوری در او لذت به وجود می آورد. زمانی که انسان انرژی از دست می دهد یا به دست می آورد در او احساس و لذت به وجود می آید حالا این نوع احساس و لذت بستگی به نوع انرژی دارد که ما جذب می کنیم یا از دست می دهیم.
انرژی طیف دارد مثل رنگین کمان این رنگها ممکن است شفاف باشند یا کدر و تاریک که این وضعیت را با کیفیت انرژی نشان می دهیم.استخر ممکن است آبش پر باشد اما لجن باشد مثل یک شخصی که خیلی قوی است ولی بسیار شرور است و ممکن استخر کوچک باشد اما آبش تمیز باشد مثل آدم خوبی که قدرت اجرا ندارد. مخواهد خوبی کند اما توانش را ندارد. ما باید هم کیفیت انرژی را بالا ببریم هم کمیت انرژی را. مجموع این دو را می گویند سطح انرژی. وقتی می گوییم سطح انرژی شخصی بالاست یعنی هم کیفیت بالاست هم کمیت.
ادامه مطلب.....
با تشکر: همسفر سعیده
منبع :ِCD امواج باز دارنده و ذهن(آقای امین دژاکام)بسم الله الر حمن الر حیم
استاد جلسه :مسافر عباس امیر معافی

دستور جلسه:عمل نیک و عمل به ظاهر نیک
خلاصه سخنان استاد :استاد فرمودند عمل نیک و عمل به ظاهر نیک با هم متفاوت است مثلا شخصی برای سلامتی خودش ورزشمیکند با شخصی که ورزش حرفه ای انجام می دهد با هم متفاوت هستند و فرق اون شخصی که برای المپیک کار میکند با اون شخصی که فقط ورزش می کنه زیاده وفرق آن بین حرف زدن و عمل کردن ومن که به عنوان تازه وارد می آیم سفرم را شروع می کنم فرق اونی که من می خواهم آدم خوبی باشم با شخصی که میاد و کنگره 60 را درست میکنه و تا کسی که میره حسینیه درست میکنه مسجد و مدرسه درست میکنه و بچه ها میروند انجا و تحصیل می کنند و یا شخصی میرود و معتاد می شود و به کنگره می اید برای رهایی .

همانطور که در کتاب شریف می فرماید عمل صالح همان مصداق عمل نیک در کنگره است و ما میگوییم بچه هایی که به کنگره می ایند و صبح تا شب را در کنگره می گذرانند ایندهاشون را تباه کردن ولی این یک اشتباه است چون بچه هایی که به کنگره می ایند و عمل سالم انجام می دهند در واقع دارند اینده خودشون را می سازند عمل به ظاهر نیک عملی است که در پشتش احساس است و عمل سالم در واقع عملی است که با فرمان عقل انجام می گیرد و با خود حس خوب را می اورد همیشه در هنگام تصمیم گیری دو نفر در درون ماندا میدهد که در واقع یکی عمل سالم و دیگری عمل به ظاهر نیک است .هر چیزی که در کنگره گفته می شود درسهایی است که برای زندگی مان است وقتی می گوید عمل به ظاهر نیک نیتمان خیر است ولی راهمان درست نیست ولی در عمل سالم عملی است که با تفکر سالم انجام می گیرد و در واقع عمل سالم همان بذر نیکویی است که تا مدتها اثر آن باقی است و مثل همان بذر نیکویی است که مهندس آمده و در کنگره کاشته است.
با تشکر :همسفر سارا
بسمه تعالي
جلسه روز سه شنبه مسافران و همسفران
با استادي: جناب آقاي سبزهاي
با دستور جلسه: وادي سوم و تأثير آن روي من و تولد سومین سال رهایی مسافر حسن عباسیژ

خلاصه سخنان استاد:
حسن خيلي زحمت كشيد و جزء نفرات اول بود كه وارد كنگره شد فراز و نشيب زيادي داشت و استارت زد استارت زماني زده ميشود كه فرمانبرداري انجام شود خيلي خوب حركت كرد و اكنون هم در جايگاه مرزباني خدمت ميكند و اميدوارم در همه مراحل زندگي تعادل را بتواند پياده كند براي حسن و حسنهاي ديگر آرزوي موفقيت ميكنم آموزشهاي كنگره فقط مربوط به اينجا نيست بايد آموزشها در زندگي كاربردي شود تا آرامش و موفقيت در زندگي جاري شود.
مسافر آقاي عباسي:

دقيقاً 3 سال و 1 ماه گذشت بعد 20 سال حقارت تا به اين جايگاه برسم در سال 82 تا 1،10 روز هم پيش اومدم تا بنا به مسائلي رفتم و 2 سال بعد كنار آقاي سبزهاي نشستم اما با تمام وجودم نشستم ما همه همديگر را نگاه ميكنيم مثلاً ميگيم خوش به حال فلاني اما نميدانيم كه چقدر غم داشته و سختي كشيده خداوند سايه آقاي مهندس و خانم آني را از سر ما بر ندارد كه اين مكان را بنا كردند تا كنار هم با عشق جمع شويم وقتي كسي ميگه 20،25، ... سال تزريق يا هر مصرفي هيچ كس جزء خودمون نميدونيم چه بلايي سر خودمون آورديم (داستان قاضي و شلاق) من نظامي بودم اما نظم را از دست داده بودم.
اما خداوند رو شكر كه وارد كنگره شدم از هر چيز آموزش ميگيرم حتي يك تازه وارد پيام براي من دارد كه اونور هيچ چيزي نيست از جناب مهندس تشكر ميكنم كه به من ياد داد اگر نمونه نشدم جزء يكي از بهترينها باشم 2 ماه بعد رهايي به جايگاه كمك راهنمايي رسيديم و حالا هم در مرزباني خدمتگزار هستم به قول مهندس (الف) به تنهايي (الف) هست وقتي در كنار (ب) قرار ميگيرد معناي آب ميدهد ما در كنار هم معنا پيدا ميكنيم براي بهتر شدن و حتي تزكيه خود هستيم كه در كنار هميم.
كساني كه فكر ميكنند به آخر خط رسيدهاند من همه چيز رو از دست داده بودم ماشين خودم رو فروختم يه مغازه كوچك زدم از خورده فروشي به كلي فروشي رسيدم روابط خارجي رو بر قرار نمودم و... اين حسن همون حسن هست كه كسي تحويلش نميگرفت منظور من ماهيت مادي نيست منظورم اين هست كه همه اينها رو مديون آموزش هاي كنگره هستم و در آخر از همه عزيزاني كه براي ايشان زحمت كشيدند تشكر كردند (مهندس ، خانم آني، آقاي سبزهاي، برادر، دختر، همسر، مادر، و از همه عزيزان)
گزارشگر: همسفر ليلا
بسمه تعالی

این جلسه از دوره بیستم با استادی همسفر زینب و نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک راس ساعت ۱۴ آغاز به کار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
عمل سالم با یک تفکر شروع می شود البته با یک تفکر سالم و عمل سالم به دنبال یک حس خوب است اگر شخص یک حس خوب و مثبت نداشته باشد نمی تواند یک عمل سالم و واقعی را انجام دهد. حس سالم خیلی مهم است ولی عمل به ظاهر نیک فقط ظاهر خوبی دارد وقتی همسفری وارد کنگره می شود و می گوید ما هر سال ماه محرم مسافرت به مشهد می رویم و عمل سال در این می بیند که راهنمای مسافرش اجازه بدهد به مسافرت برود ولی این نتیجه ای خوبی ندارد وقتی راهنما به قول خودمان برجک مسافر را می زند تا مسافر خوب سفر کند شاید خیلی رهجو ناراحت شود ولی نتیجه آن خیلی مهم است یا مثال دیگری که می توانیم بیرون از کنگره بزنیم این است که خیلی از افراد در گوشه و کنار خیابان مشغول تکدی گری هستند و وقتی به این افراد کمک می کنیم و به نظر خودمان فکر می کنیم عمل سالمی است ولی این شخص معلوم نیست با این پولی که بدون زحمت درآورده چیکار می کند و عمل سالم حکم می کند که اگر کمکی می خواهیم به این افراد کنیم با باجه های صندوق صدقات این کار را کنیم شاید افراد و یا بچه هایی که مشغول تکدی گری هستند هیچ نیازی به این پول ندارند اگر می خواهیم به کسی کمک کنیم ماهیگیری یاد بدهیم نه خود ماهی را به او بدهیم. وقتی در کنگره خدمت می کنیم چرا بعضی از افراد انرژی بالایی می گیریند ولی خیلی از افراد هم برعکس هیچ انرژی نمی گیرند این بر این است که خدمت او عمل به ظاهر نیک است و فرد منتظر تایید دیگران است. و این شخص انرژی نمی گیرد و برعکس حالش خیلی بد می شود پس عمل سالم شاید در ظاهر خیلی سخت باشد ولی نتیجه ای خوبی به دنبال دارد.
کل حاضرین: ۴۲ نفر
مشارکت کنندگان: ۱۸ نفر
همسفر لیلا
بسمه تعالی
ادامه مصاحبه 14 سوالی با مسافر مهدی خورشیدوند ایجنت نمایندگی رباط کریم

اساس کنگره 60 بر مبنای اختیار افراد است و از همان ابتدا ورود ما به کنگره ما حرکتمان را با اختیار خودمان شروع میکنیم به عبارتی کنگره شخصیت از دست رفته ما را با دادن اختیار دوباره به ما باز می گرداند اما برای من که پنچ سال و نیم در کنگره حضور داشتم و خودم در جایگاه کمک راهنما و مرزبان در کنگره خدمت می کردم می بایست راهنمایی در حد بالا می داشتم که آقای مهندس کاملا به این موضوع اشراف داشت و برایم آقای ربیعی را که در آن مقطع رابط دیده بان نمایندگی رباط کریم بود را انتخاب نمودند
7-بزرگترین آزمایش شما در سفر اولتان چه بود و چگونه از آن عبور کردید ؟
شاید در دنیا کسی قبول نکند که شخصی پس از پنج سال ونیم پاکی دوباره مصرف مواد را برای درمان شروع کند. یکی از مسائلی که خیلی برام سخت بود این بود که دوباره برم وتریاک تهیه کنم واینکه این سفر بصورت پنهانی انجام میشد حتی خانواده من هم از این سفر خبر نداشتند کمی چهره ام تغییر کرده بود و به من شک کرده بودند اما کنگره دارای مثلث معرفت-عمل سالم-عدالت است که من در حد خودم در این سه مورد به دانایی رسیده بودم نگاه من به تریاک دیگرنگاه افیونی نبود واز تریاک بعنوان دارو و برای سازندگی استفاده میکردم و سفر بسیار خوبی داشتم.
8- آیا در سفراولتان با مسئله ای برخورد داشتید که در طی این پنج سال و نیم آنرا حس نکرده باشید؟
با انجام سفر تدریجی من تغییراتی را حس کردم که اگر تا آخر عمرم هم با سقوط آزاد ادامه میدادم به آنها نمیرسیدم. در سفر تدریجی تفکرات من خیلی تغییر کرد که این تغییرات بنیان تفکری برای من شد که نگاهم 360درجه تغییر کرد و این تغییرات همچنان هم ادامه دارد.
9-آیا سفر اول سختی داشتید؟
من بعد از پنج سال ونیم به دانایی و تفکرخاصی رسیده بودم و اینها همیشه همراه من بودند و اصلا سفر سختی نداشتم.
10-در روز رهاییتان چه حسی داشتید؟
باوری در ناباوری.زنده شدن دوباره خودم را حس کردم.
11-پس از انجام سفر تدریجی و درمان کامل اعتیاد چه تغییراتی را در خود مشاهده میکنید؟
در طول این پنج سال ونیممن جهان را فقطاز یک روزنه میدیدم و دیدگاهم فقط در یک جهت بود اما خدا را شکر بعد از درمان کامل با روش دی.اس.تی جهان را به گونه دیگری میبینم آموزشهایی دیدم تا بتوانم یک انسان خوب برای خودم و جامعه ام باشم در ضمن به توان فیزیکی و انجام عمل خاصی رسیدم که دیگر هیچگاه احساس خستگی نمیکنم وخیلی متمرکز ومتفکرانه به موضوعات زندگی وکنگره رسیدگی میکنم و هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم انگار تازه به دنیا اومدم .از همه هستی و طبیعت و انسانها لذت میبرم. بر خلاف گذشته بدیها را با محبت پاسخ میدهم.در گذشته چنین تفکری نداشتم.
12-شما چه مدت است که کمک راهنما هستید وثمره آن چیست؟
چهار سال ونیم. برای من این بود که در مقابل زندگی بسیار مستحکم تر شده ام.در این مدت 5 نفر را به رهایی رسانده ام واز این 5 نفر 3 نفرشان کمک راهنما شده اندودارای شاگرد هستند.
13-شما جزو اولین ایجنتهای کنگره60 هستید.از این بابت چه حسی دارید؟
چون اولین بار بود که جایگاه ایجنت در کنگره 60 تعریف شده بود و می توان گفت ما برای پایه ریزی و ساختن فونداسیون این جایگاه انتخاب شده بودیم کار حساس و دشواری بود اما ما آموخته ایم که نزدیکترین افراد به خداوند خدمت گذارترین افرادند . من برای خدمت انتخاب شده بودم و حس بسیار خوبی دارم
14-برای افرادی که دچار بیماری اعتیاد هستند و خانواده هایشان چه پیامی دارید؟
در واقع بزرگترین تاریکی که انسان می تواند تجربه کند اعتیاد است .چه افرادی که تازه شروع کردند و چه آنهایی که آخر خط هستند بدانند که اعتیاد آخرش مرگ است و حتی بعد از مرگ هم برای معتادین ادامه دارد اما اگر خواستار رهایی هستند نا امید نشوند و بدانند راه درمان قطعی اعتیاد و بهترین راه همین روش دی.اس.تی و کنگره 60 است.
آقا مهدی از اینکه وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید بسیار سپاسگذارم .در پایان حس خودتان را نسبت به این کلمات بیان نمایید .
مهندس دژاکام : سکوت
خانم آنی : بهشت زیر پای مادران است
کنگره 60 : زندگی دوباره
سفر تدریجی : ساختن
خانواده : همسو
شغل : بهترین تفریح کار است
ایجنت : خدمت
ورزش : سلامتی
سایت : هدف
راهنما : سکوت
مسافرمسعود
خبرآنلاین: دکتر حاج رسولی دکترایی فیزیولوژیک در مورد این اتفاق به سایت ایران اسپورت میگوید در تحقیقی که انجام داده است از بین ۱۰۱۸ فرد معتاد در یک جامعه نمونه تنها ۱۸ نفر به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشتهاند و ۱۰۰۰ نفر دیگر معتاد به مواد مخدر صنعتی بودند که چون بدون بو، بدون آثار سریع و با روشهای آسانتر از مواد مخدر مصرف میشود، به شدت در حال گسترش در سطح کشورهای جهان است. او ادامه میدهد اعتیاد یک پدیده منفی و زشت اجتماعی است که میتواند باعث از هم پاشیدگی خانوادگی شود بطوری که برخی آمارها نشان میدهند که ۶۴ درصد طلاقها به دلیل اعتیاد همسر اتفاق میافتد. اعتیاد خسارتهای مادی و معنوی زیادی نه تنها برای افراد معتاد بلکه برای خانوادهها یشان هم به دنبال دارد که اتفاقا شواهد در این خصوص بیشمار است. حتی باعث افزایش جرم و جنایت میشود که نگاهی به صفحه حوادث روزنامهها گویای این مطلب است ضمن اینکه دلیل بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی دیگر است. اعتیاد به مواد مخدر همچون تریاک، حشیش و مشتقات آنها، قرن هاست که به بشریت صدمه میزند ولی اعتیاد به مواد محرک مثل شیشه یک «سونامی» وحشتناک است که اگر دیرتر از این اقدام کنیم، باید منتظر عواقب دردناک تری باشیم چراکه سونامی شیشه در راه است. این روزها مواد محرک صنعتی مانند شیشه که بدون بو، بدون آثار سریع و با روشهای آسانتر از مواد مخدر مصرف میشود، به شدت در حال گسترش در سطح کشورهای جهان است. معضل جدی مصرف داروهای محرک در افراد زمانی مشخص میشود که این عناصر سمی فرد مصرف کننده را دچار توهم میکند که در این میان بیشترین سطح جرم و جنایت و اتفاقات ناخوشایند به وقوع پیوسته و آینده زندگی و عمر فرد را تهدید میکند......
منبع:سایت کنگره60 همسفر سعیده
بسمه تعالی
مصاحبه با مسافر مهدی خورشیدوند ایجنت نمایدگی رباط کریم

_ آقای خورشیدوند خودتان را بهتر معرفی کنید
سلام دوستان من مهدی هستم یک مسافر 31 ساله شغل کارمند نزدیک به ده سال است ازدواج کرده ام و یک فرزند دارم و مدت هفت سال است در کنگره 60 هستم.
1-چگونه وارد دنیای اعتیاد شدید و چند سال اعتیاد داشتید؟
سوال شما نیاز به تفکر دارد .در واقع من بعد از چندین سال که در گنکره قرار دارم دیگر به آن صورت دوران اعتیاد را به یاد ندارم به صورت کامل اما در لایه های درونی ذههنم یادم هست در سن 14 یا 15 سالگی ورزشکار بودم و سه سال به صورت حرفه ای پرورش اندام کار می کردم اما نه برای ورزش و سلامتی فقط برای خوش تیپی و تفاخر و خیابان گردی و دچار غرور و منیت شدم و در باشگاه حرف اول را می زدم به حرف ها و توصیه های استادم گوش نمی کردم و با تمرینات سنگین دچار کمر درد شدم .در آن دوران دوستی داشتم به نام مجاهد که طبق آخرین خبرهایی که از او دارم در حال حاضر کارتن خواب شده است .من با این کمر درد از باشگاه دور شدم و با مجاهد ودوستان دیگر نزدیکتر .با مشروب شروع کردم و پس از مدتی تریاک را شروع کردم و از همان ابتدا آموزشهای مخصوص مصرف کردن مواد مخدر شروع شد زمانیکه تریاک مصرف می کردم آنقدر لذت می بردم که دیگر حرفهای دیگران واینکه اعتیاد و مواد مخدر و.. بد است را کاملا غلط می پنداشتم و از آنجا مصرف مواد و لذتهای خاص خودش شروع شد. در واقع دوران نامزدی من با مواد و ازدواج من با مواد مجموعا 10 سال طول کشید.
2- در این مدت چه راه هایی را برای ترک اعتیاد رفته بودید و به چه نتیجه ای رسیدید؟
من در دوران اعتیاد هیچوقت ترک نکردم.از ابتدا با دنده یک شروع شد و آرام آرام به اوج رسید هنگامی که تصمیم به ترک گرفتم دیگر کاملا ترمز کردم و موادم را قطع کردم .
3-چگونه با کنگره 60 آشنا شدید ؟
همان طور که در سوال قبل پاسخ دادم من اصلا تصمیم به ترک اعتیاد نداشتم چون از مصرف مواد لذت می بردم و مواد به من زندگی می داد به طوری که اگر مواد بود می توانستم زندگی ام را بچرخانم اما اگر نبود خیر.تابلو شده بودم و انگشت اتهام همه به طرف من نشانه رفته بود همه مرا نصیحت می کردند اما هیچکس راه را به من نشان نمیداد. من بعد از ده سال تازه فهمیده بودم که اعتیاد بد است.مثالی برایتان می زنم ما اگر بخواهیم یک سنگ بزرگ را با یک ضربه پتک خرد کنیم نمی توانیم اما اگر همین سنگ را زیر قطره های آب قرار دهیم با گذشت زمان همون قطره های آب ذره ذره آن سنگ را متلاشی و نابود می کنند مواد مخدر هم دقیقا همین کاررا انجام می دهد و در طول زمان انسان را نابود می کند اما کاش فقط موضوع همین بود اعتیاد فقط خود شخص را نابود نمیکند .اعتیاد مثل یک نارنجک یا یک بمب است که ترکشهای آن بمب همه اطرافیان و خانواده و جامعه را نیز تخریب میکند و یک فرد معتاد در زمره نیروهای تخریبی قرار دارد ومن نیز دچار این تخریبها شده بودم. اما د در این وضعیت یک تصمیم بزرگ گرفتم . یک مرتبه موادم را قطع کردم وچهار روز درخانه ماندم من تصور نمیکنم در دنیا دردی وحشتناکتر از خماری وجود داشته باشد.من بعد از چهار روز عذاب وحشتناک توسط یکی از دوستانم که هم اکنون او هم در کنگره است با کنگره آشنا شدم.و در تاریخ 17/4/1383 وارد کنگره شدم.
4- آقا مهدی شما 5سال و6ماه در کنگره حضور داشتید اما بصورت سقوط آزاد(قطع ناگهانی) وبدون گذراندن سفر تدریجی از این مدت و سختیهای این روش برایمان بگویید.
بابت این سوال از شما تشکر میکنم درواقع شما با این سوال رگ وجودی مرا گرفتید . گذراندن سفر اول در حال حاضر در کنگره یک قانون است.پس از سه جلسه مشاوره برای تازه واردین و توضیح علمی مسئله اعتیاد و تخریبهای آن بر بدن و فیزیولوژی انسان و تخریب شدن سیستم شبه افیونی و اینکه یک فرد معتاد در طول زمان مخدر های بیرونی را جایگزین مخدرهای طبیعی بدن خود کرده و نیز توضیح اینکه برای بازسازی این سیستم ها نیاز به زمان داریم و تجربه به ما ثابت کرده حد اقل زمان برای درمان اعتیاد 11 ماه می باشد و مسئله اعتیاد و تفاوت درمان با ترک کاملا باز می شود .
این موضوع را راهنمای من آقای اسدی برای من آن موقع کاملا توضیح داد و سختی های این روش (سقوط آزاد )را به من گوش زد کرد اما شاید آن موقع من ایمان کامل نداشتم با خود گفتم من 4 روز است که ترک کرده ام و اینها می خواهند دوباره مرا معتاد کنند و ... اما من جذب مهر محبت راهنمایم و همینطور لژیون ها شده بودم و گفتم من فقط سقوط آزاد ادامه می دهم و مرا پذیرفتند اما حالا دیگر اینگونه نیست و انجام سفر اول اجباری است . پس از گذشت یک سال خیلی از عوارضم خوب شد اما برخی از عوارض اعتیاد مثل عصابانیت و زود خسته شدن و مشکلات جنسی با قطع ناگهانی تا آخر عمر هم درست نمی شودیعنی شوکی که بر فرد وارد میشود تا اخر خوب نمیشود اما با سفر تدریجی در کنگره کاملا قابل درمان است و این موضوعی است که من شخصا" پس از پنج سال و نیم به آن رسیده و آن را تجربه کرده ام و حالا حاضرم این مسئله را با جرات به همه دنیا بگویم که خیلی از عوارض اعتیاد با قطع ناگهانی تا آخرعمرهم درست نمی شود
5-چه شد که پس از گذشت پنج سال و نیم تصمیم به انجام سفر ایکس گرفتید ؟
من در طول این مدت حالم خوب بود خانه خریدم ماشین خریدم و در تربیت پسر خیلی موفق بودم اما متوجه شدم که برای خود یک جزیره ساخته ام هر چند همه جور امکانات در این جزیره برای خود داشتم اما محصور در برخی از خط قرمز های نامرئی شده بودم و نمیتوانستم به اقیانوس بزرگ راه یابم و فهمیدم که با انجام سفر می توانم این خط قرمزها را بردارم و به تعادل برسم .تصمیمم را گرفتم و نزد آقای مهندس مراجعه کردم مرتبه اول ایشان فرمودند فعلا" صلاح نمیدانم اما باردوم ایشان دستور انجام سفر را صادر نمود و برایم راهنما انتخاب کرد وگفت من خدمت آقای احمد ربیعی بروم برای انجام سفر.
ادامه گفتگو در اینده ثبت میشود
بسمه تعالي
جلسه روز شنبه مسافران و همسفران
استاد: جناب آقاي امين دژاكام

دستور جلسه: وادي سوم و تأثير آن روي من
خلاصه سخنان استاد:
وادي سوم در مورد انسان و تفكرات انسان صحبت ميكند در وادي سوم انسان بايد تغييرات را شروع كند به نظر من 4 وادي اول براي تغييرات تفكرات و نگرش انسان هست كه اگر من نوعي 4 وادي اول را كاربردي كنم ميتوانم از زندگيم لذت ببرم انسان مثل يك كشور جنگطلب هست و فقط دنبال جنگ و برتري طلب هست حالا اگر اين انسان فقط به دنبال جنگ باشد و برخلاف انسان هاي ديگر باشد كشورهاي ديگر هم با جنگ با اين كشور بر ميخيزند و ديگر روي خوش به اين كشور نشان نميدهند و نتيجه چه ميشود نهايتاً يك سيستم بسته و ارتباطش با ديگران قطع ميشود. نگرش و تفكرات ما تعيين كننده است كه چقدر براي ما رحمت هستي تعيين شود اين خود ما هستيم كه رحمت الهي را انتخاب ميكنيم كه چه اندازه باشد خداوند هر كسي كه خلق ميكند يك نور براي او سهميه ميگذارد حالا اين خود انسان هست كه سهميه خود را چگونه استفاده ميكند خورشيد تمثيلي از نوري است وقتي خورشيد باشد زيبائيها كه انجام ميشود مثل عمل فتوسنتز، چر خ آب همه و همه نمادي از وجود و گرماي خورشيد هست حالا فرض ميكنيم اين خورشيد وجود نداشته باشد چه اتفاقي ميافتد تاريكي و سرما همه جا را فرا ميگيرد حالا اگر كسي بخواهد سفر بكند به طرف ارزشها بايد موانع رو از بين ببرد. تا بتواند به نور برسد. اين موانع ضد ارزشهاي هست مثل تكبرـ منيت ـ نيروهاي بازدارنده تا كنار نروند نوري تابيده نميشود.
4 وادي اول براي كل زندگي كافي است و مشكلات به خودي خود حل ميشود فقط كافي است كاربردي كنيم ديگر شخص با كسي كار ندارد و فقط و فقط با خودش كار دارد و فكرش روي خودش هست تا به خودش برسد.

مشاركتكنندگان: 18 نفر
تاره واردين: 4 نفر
گزارشگر: همسفر ليلا

وادی سوم میگوید که هیچ موجودی به اندازه خود او نمی تواند به او کمک کند و درمورد مسائل مهم زندگی اش تصمیم بگیرد این وادی ما را برای پذیرش وادی چهارم آماده می کند و به ما می گوید کهتنها کسی که باید برای درمان ما کاری کند و حرکتی انجام دهد در واقع کسی نیست جز خود ما اگر شخصی خودش نخواهد و حرکت نکند هیچگاه نمی تواند این مرحله را پشت سر بگذارد بنا بر این این تفکر که دیگران باعث بیماری ما شدند و یا دیگران باید برای درمان ما کاری را صورت دهند تفکربیهوده ای است و هیچ کمکی به ما نخواهد کرد هر انسانی در زندگی باید از یکسری گذرگاههای سخت عبور کند تا به کمال برسد و درمورد هر انسانی این گذرگاهها متفاوت است برای عده ای پول برای عده ای مقام و یا منیت می تواند باشد وبرای ما اعتیاد می باشد که برای عبور از این گذرگاه باید بدانی که همه کاره خودت هستی حتی اگر تمام اطرافیانت جمع شوند و بای تو تفکر کنند فایدهایبرای تو نخواهد داشت به نظر من سخت ترین گذر گاه همین نفس است اگر ما اینجا دور هم نشسته ایم و برای این است که برویم و گذر گاهها را طی کنیم ابتدای کار باید از روی برنامه حرکت کنیم و درسها را یکی یکی اجراکنیم همانطور که می دانید سلامتی در کنگره براحتی به دست نمی اید برای ان باید زحمت بکشید و سختی ها را تحمل کرد وقتی این مسیر را طی کنیم مسیرمان عوض می شود و دیگر مسئله مواد برای ما حل می شود و به مواد هیچ رقبتی نخواهیم داشت و پس از رهایی نیز انسان نباید گذشته اش را فراموش کند بلکه با امید به اینده باید از لحظه هایمان به بهترین نحو استفاده کنیم اگر امروز درجایگاهی هستیم به خاطر تلاشی است که در گذشته کرده ایم و اگر امروز برای اینده تلاش نکنیم چیزی برای برداشت نخواهیم داشت عزیزان سفر دوم نباید جایگاه خودشان را فراموش کنند این جایگاه براحتی به دست نیا مده و متاسفانه نیمی از جهان با مسئله اعتیاد دست به گریبان هستند و ما باید نمونه کاملی باشیم برای کسانی که خواستار رهایی هستند .
در ضمن جشن سومین سال رهایی مسافر حسن عباسی رهجوی آقای سعید سبزه ای در این شعبه با شکوه خاصی برگزار شد.
با تشکر :همسفر سارا
بنام خدا
مسافر عزيز علي:
شما بايد سپاس گذار خالق باشيد بطور كامل، زيرا مورد استفاده آناني هستيد كه راه خويش را به بيراهه طي نمودهاند.
استاد فرمودند:
براي من خيلي سنگين است كه بجاي آقا فرهاد كه استاد من هستند بنشينم و صحبت كنم اما جاي خوشحالي داره كه براي من كه در خدمت شما هستم.
من و علي آقا تقريباً با هم وارد كنگره شديم يه روز من اعلام سفر نكردم و رفتم حياط علي آقا اومدن حياط گفتند چرا اعلام سفر نكردي من گفتم چطور؟ گفتند كه من صبر ميكردم بعد از اعلام سفر شما من يك ماه از آن كم ميكردم.
برخلاف سن بالايي كه دارند فرمانبردار خيلي خوبي بودند و خدمتگذار خيلي خوبي هم بودند و هستند و خيلي از كارهايي را كه من نتوانستم انجام بدهم را به نحو احسنت انجام ميدادند و لژيون خيلي خوبي دارند و اميدوارم كه رهجوهاي علي آقا به استاد تبديل شوند.

علي آقا:

ذرهاي كوچك از اين اقيانوس بزرگ هستم از اقاي مهندس تشكر ميكنم كه اين راه رو در اختيار ما قرار داد به رهايي برسيم. از راهنماي خودم تشكر ميكنم البته گرفتار بودن و نيومدن و از آقا بابك تشكر ميكنم كه قبول زحمت كردن. از مرزبانهاي كه واقعاً خدمت گزاران واقعي هستند تشكر ميكنم مرزباني يك سفر كوتاه مدته كسي كه قبول مرزباني ميكنند از خيلي چيزها مثلاً ماديات بايد گذشت كنند. از خانم فولادوند راهنماي همسفرم تشكر ميكنم كساني كه همسفر دارند يك آرامش خاصي دارند. از همسفرم تشكر ميكنم كه كنار من بود و همسفرم بود كه كنگره را به من معرفي كرد.
من هميشه ميگفتم درمان خود اعتياد همون ترياكه يك مدت آب سوخته استفاده كردم براي ترك ولي چون راحت بود مصرفم زياد شد واقعاً انسان در بنده چون فقط به خودت ميگي پول چطور تهيه كنم؟ موا از كجا بگيرم؟ كجا استفاده كنم؟بايد از مرزبانها تشكر كنم اگر حساب كنيد كه چقدر پول مواد ميدايد حالا چقدر جلو افتادي پس بايد از مرزبانها تشكر كنم؟ از افلاطون پرسيدند سختترين كار چيه؟ گفت اينكه انسان خودش رو بشناسه كنگره باعث خودشناسي ميشود. اول هدف كنگره رهايي بود اما حالا هدف تعادل هست.
من وقتي كمك راهنما شدم از تشكيل لژيون خودداري ميكردم و تا 3 و 4 ماه شال نميانداختم ولي واقعاً آموزش در حال انتقال دادن وقتي لژيون تشكيل ميدهيد بايد همه موارد را كاربردي كنيد تا بتوانيد حس را انتقال دهيد.
قضيه تشنج..............
در واقع بايد زنده ميمانم تا پرونده موادم در اين بُعد از بين برود.
خانم فولادوند: از مرزبانها تشكر كردن براي زحمات بيدريغ آنها اميدوارم كه زباني تشكر نكنيم و با عملكرد خودمون زحمات آنها را جبران كنيم.
فاطمه خانم يكي از بهترين رهجوهاي من بودند فرمانبردار خوبي هم بود و امروز هم با تولدشان در حال شكرگذاري از خداوند هتسند كه مربوط به دستور جلسه اين هفته هم هست.

خانم دژجو:
علي خيلي براي ما كم گذاشت خيلي براي ما سختي بوجود آورد با مصرف مواد خودش رو كنار ميزد وقتي سر سفره نبود ما خيلي بيتفاوت غذاي خودمو را ميخورديم اما حالا نبودش حس ميشود الآن خيلي از زندگيم راضي هستم علي براي مهم بود اما خودش باعث شده بود كه نتونيم علاقمونو به اون نشون بديم اما حالا فرق كرده و خيلي دوستش داريم واقعاً زحمت كشيد كه به اين جايگاه رسيده و به علي آقا تبريك ميگم.
بسمه تعالی
دستور جلسات هفتگی

وادی یا قانون سوم
باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمیکند
این قانون یکی از کلیدی ترین قوانینی است که ما برای درمان اعتیاد خود باید کاملا آن را اجرا نماییم .به اعتقاد ما اعتیاد یک بیماری است اما درمان این بیماری کاملا بر عهده خودمان است.ما در کنگره 60 راه وروش صحیح درمان این بیماری را می آموزیم اما مهمترین نکته اجرا نمودن این آموخته ها است که به عهده خود شخص می باشد با اختیار کامل.
اما نکته دیگر این که در طول این مسیر هر گونه مشکلی را به عنوان باز پرداخت بدهی بپذیریم و بدانیم در صراط مستقیم بدهی ما به سرعت بازپرداخت میشود .
اگر می خواهیم به درمان برسیم باید خودمان و مواد مخدر و تاثیرات آنرا روی انسان کاملا بشناسیم زیرا اعتیاد از ترکیب انسان و مواد مخدر بوجود می آید .البته مصرف مواد مخدر لذتهایی دارد و ما نمیتوانیم منکر جذابیتهای مواد مخدر شویم اما نکته قابل توجه اینجا است که این لذتهای کاذب و زودگذر تاوانهای بسیار سنگینی دارد مثل خرد شدن شخصیت و آبروریزی و از بین رفتن سلامتی و خانواده و پول و شغل و ... و به نظر من یک عمر نشعگی به یک ساعت خماری نمی ارزد .
در مسیر درمان باید به گونه ایی عمل نماییم که درگیر ضد ارزشهای دیگر مثل قرص و الکل و سکس و ... نشویم .
منطقی ترین روش برای درمان اعتیاد همین روش تدریجی است.همان طور که ما از نردبان اعتیاد ظرف مدت چند سال بالا رفتیم حالا این نردبان را ظرف مدت 11 ماه و پله پله پایین بیاییم تا در این مدت 11 ماه هم جسم و هم روان ما به تعادل برسد.
در این مسیر به نکات زیر توجه نماییم
1-کلیه مسعولیت کار را خود بپذیریم
2-کلیه سختی ها را به عنوان بازپرداخت بدهی خود به اعتیاد بپذیریم
3-سعی کنیم خودمان مساله را با تفکر حل نماییم
مسافر مسعود
بسم الله الر حمن الر حیم
استاد جلسه:مسافر بابک پاساری

دستور جلسه :چگونه شکر گزاری می کنم؟
خلاصه سخنان استاد:قبل از اینکه به کنگره بیایم نگاهم به این موضوع یک جور دیگری بود زمانی قدر نعمتهایی که خداوند به من داده بود را می دانستم که آنها را از دست داده بودم و موقع غذا خوردن به صورت یک عادت شکر گزاری می کردیم و معنای واقعی از شکرگزاری را درک نمی کردیم ولی در کنگره به این قضیه جور دیگری نگاه می شود در کنگره من یاد گرفتم که موانعی که خداوند در سر راه ما قرار می دهد در مقابل موجودت دیگر قرار نداده و موجودات دیگر بر اساس یک برنامه ریزی از قبل تعیین شده حرکت می کنند و لی در مورد انسان این طور نیست و انسان هر لحظه می تواند مسیر زندگی اش را تغییر دهدو در رفتار و کردار و جهان بینی اش تجدید نظر ی داشته باشد یک شعری هم بود که میگفتند :
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
این دستور جلسه به ما می گوید که باید قدر چیزهای که داریم و داشته ای را بدانیم یکی از این داشته ها حضور مرزبانان نمایندگی می باشد که در این قسمت درحال خدمت هستند بدون هیچ دست مزدی و اینها همه قابل ستایش است و یا در قسمت های دیگر کمک راهنمایانی که می ایند تا پرونده اعتیاد یک نفر برای همیشه بسته بماند و در کل همه چیز اماده است که یک مسافر به رهایی برسد و حال خوش را تجربه کند و وظیفه تک تک ماست که از این عزیزان سپاس گزاری کنیم انسان زمان می تواند سپاسگزار خالق باشد که سپاس گزاری از مخلوق را یاد گرفته و به نحو احسن انجام دهد در کتاب شریف می فرماید که انسان موجودی است نا سپاس ولی ما در کنگره سپاس گزاری را می اموزیم و یاد می گیریم این نا سپاسی را سپاس گوییم.
امروز جشن سومین سال رهایی مسافر علی بهار لو رهجوی مسافر فرهاد حاجیان پور در شعبه با شکوه خاصی برگزار گردید .
ما هم این روز را از طرف نمایندگی رباط کریم به آقای مهندس خانم آنی و به مسافر علی و همسفر و کمک راهنمایان عزیز تبریک می گوییم.
با تشکر :همسفر سارا
ورزش
در زندگی ماشینی امرو ز، ورزش نقش موثری در آرامش روحی و سلامت جسم و جان دارد. این یک واقعیت است کسی که فعالیت بدنی منظمی دارد از مشکلات و اتفاقات کم تر دچار استرس می شود.