بنام خدا

مسافر عزيز علي:

شما بايد سپاس گذار خالق باشيد بطور كامل، زيرا مورد استفاده آناني هستيد كه راه خويش را به بيراهه طي نموده‌اند.

استاد فرمودند:

براي من خيلي سنگين است كه بجاي آقا فرهاد كه استاد من هستند بنشينم و صحبت كنم اما جاي خوشحالي داره كه براي من كه در خدمت شما هستم.

من و علي آقا تقريباً با هم وارد كنگره شديم يه روز من اعلام سفر نكردم و رفتم حياط علي آقا اومدن حياط گفتند چرا اعلام سفر نكردي من گفتم چطور؟ گفتند كه من صبر مي‌كردم بعد از اعلام سفر شما من يك ماه از آن كم مي‌كردم.

برخلاف سن بالايي كه دارند فرمانبردار خيلي خوبي بودند و خدمت‌گذار خيلي خوبي هم بودند و هستند و خيلي از كارهايي را كه من نتوانستم انجام بدهم را به نحو احسنت انجام مي‌دادند و ل‍ژيون خيلي خوبي دارند و اميدوارم كه رهجوهاي علي آقا به استاد تبديل شوند.

علي آقا:

   

ذره‌اي كوچك از اين اقيانوس بزرگ هستم از اقاي مهندس تشكر مي‌كنم كه اين راه رو در اختيار ما قرار داد به رهايي برسيم. از راهنماي خودم تشكر مي‌كنم البته گرفتار بودن و نيومدن و از آقا بابك تشكر مي‌كنم كه قبول زحمت كردن. از مرزبانهاي كه واقعاً خدمت گزاران واقعي هستند تشكر مي‌كنم مرزباني يك سفر كوتاه مدته كسي كه قبول مرزباني مي‌كنند از خيلي چيزها مثلاً ماديات بايد گذشت كنند. از خانم فولادوند راهنماي همسفرم تشكر مي‌كنم كساني كه همسفر دارند يك آرامش خاصي دارند. از همسفرم تشكر مي‌كنم كه كنار من بود و همسفرم بود كه كنگره را به من معرفي كرد.

من هميشه مي‌گفتم درمان خود اعتياد همون ترياكه يك مدت آب سوخته استفاده كردم براي ترك ولي چون راحت بود مصرفم زياد شد واقعاً انسان در بنده چون فقط به خودت ميگي پول چطور تهيه كنم؟ موا از كجا بگيرم؟ كجا استفاده كنم؟‌بايد از مرزبانها تشكر كنم اگر حساب كنيد كه چقدر پول مواد ميدايد حالا چقدر جلو افتادي پس بايد از مرزبانها تشكر كنم؟ از افلاطون پرسيدند سخت‌ترين كار چيه؟ گفت اينكه انسان خودش رو بشناسه كنگره باعث خودشناسي مي‌شود. اول هدف كنگره رهايي بود اما حالا هدف تعادل هست.

من وقتي كمك راهنما شدم از تشكيل لژيون خودداري مي‌كردم و تا 3 و 4 ماه شال نمي‌انداختم ولي واقعاً آموزش در حال انتقال دادن وقتي لژيون تشكيل مي‌دهيد بايد همه موارد را كاربردي كنيد تا بتوانيد حس را انتقال دهيد.

قضيه تشنج..............

در واقع بايد زنده مي‌مانم تا پرونده موادم در اين بُعد از بين برود.

خانم فولادوند: از مرزبانها تشكر كردن براي زحمات بي‌دريغ آنها اميدوارم كه زباني تشكر نكنيم و با عملكرد خودمون زحمات آنها را جبران كنيم.

فاطمه خانم يكي از بهترين رهجوهاي من بودند فرمانبردار خوبي هم بود و امروز هم با تولدشان در حال شكرگذاري از خداوند هتسند كه مربوط به دستور جلسه اين هفته هم هست.

خانم دژجو:

علي خيلي براي ما كم گذاشت خيلي براي ما سختي بوجود آورد با مصرف مواد خودش رو كنار مي‌زد وقتي سر سفره نبود ما خيلي بي‌تفاوت غذاي خودمو را مي‌خورديم اما حالا نبودش حس مي‌شود الآن خيلي از زندگيم راضي هستم علي براي مهم بود اما خودش باعث شده بود كه نتونيم علاقمونو به اون نشون بديم اما حالا فرق كرده و خيلي دوستش داريم واقعاً زحمت كشيد كه به اين جايگاه رسيده و به علي آقا تبريك مي‌گم.