دستور جلسه سه شنبه :وادی چهاردهم و تاثیر ان روی من   تاریخ 29/6/90

بسم الله الر حمن الر حیم

دستور جلسه :وادی چهاردهم و تاثیر ان روی من

استاد جلسه: مسافر سید رضا دولت ابادی

             

خلاصه سخنان استاد :

آنچه باور است محبت است و انچه نیست ظروف تهی است من که میگویم کلام خود نیست بلکه فردی است در بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست مگر انکه معنای ان بداند که ان چیست.

در مورد محبت باید بگویم محبت ان چیزی است که ما در زمان اعتیاد چیزی از ان را درک نمی کردیم زیرا محبت حسی است خارج از جسم و سوای حواس پنجگانه و درک ان با  سطح خاصی از دانایی و اگاهی مرتبط است و در دوران اعتیاد به دلیل جهالت و پرده ای که مواد مخدر و الکل بروی شعور انسان میکشد انسان قادر به دریافت امواج عشق و محبت از اطرافیان و محیط نخواهد بود در وادی چهاردهم سخن از محبت و عشق و مراحل ان به میان امده و در مورد اضداد توضیح داده شده که چرا وجود اضداد در جهان الزامی است در واقع اضداد مانند تکانه ای هستند برای بیداری انسان ها و انسان بی تفکر سلاح بر می دارد و با ان به مبارزه می پردازداما نمیداند که نیروی مخالف اماده است که از انسان بی تفکر حرکتی عظیم ایجاد کند که سیل خروشان اورا از مسیر دور نموده وبه طرف خواست خود ببرد . اضداد مامورندکه تا انتهای خلقت تخریب ایجاد نمایند و خلقت را به فساد و خون ریزی دعوت کنند اما هر قدر انسان به عقل و اگاهی نزدیک شود اضداد کم رنگ می شود و امواج عشق و محبت د رکائنات یکدیگر را جذب مینمایدو انسانهایی که خصوصیات یکسان دارند یکدیگر رامی ربایند و خطی ذرست میکنند و خود ودیگرانی که همسو با انان هستند را می ربایند و این هر روز ازدیاد می یابد و از نیرو های تخریبی کاسته  می شود .

هستی عشق و محبت است و تمامی موجودات محبت هستند حتی انهایی که ما به ظاهر انها را خشن  می بینیم .از بیداری تا هو شیاری فاصله چندانی نیست اماما  انسانها باید صبر داشته باشیم برای هریک از ما قدمی تازه یعنی امیختن با نور و روشنایی درج است بر پیشانی عالم .

همه مطالب شروعش با این احساس بزرگ که قدرت مطلق در قلب همه نهاد و ما را برای سفری طو لانی اماده نمود اغاز شد .عشق قامت ها را راست اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت و انسان را خلاق به جهت تمامی عموم اماده می گرداند .بدون عشق نمی توان از عشق سخن گفت.عاشق و هر انچه دراوست تنها و بزرگترین سر مایه ای است که اگر ببخشد روز به روز بیشتر می شود و انگاه خواهید دید که در ژرفای محبت غوطه ور بودن یعنی رسیدن به حق .

و این قدرت عشق است که افرینش را به تکاپو و جنبش در اورده است و انقدر ارزشمند است که زندگی و حیات بدون عشق سکون است و مرگ بی صدا ما تا زمانی که اجزای عشق را نشناسیم نمی توانیم مسئله عشق را روشن کنیم و ان را درک کنیم در وادی چهاردهم اضلاع عشق را بدین ترتیب بیان نموده 1-سلیه ها2- جاذبه 3- حس و در مور د هر یک از انها به خوبی توضیح داده شده سا یه ها در واقع به دو بخش صور اشکار که جسم وصور پنهان که روح  ونفس و غیره را در بر میگیرد تقسیم شده و جاذبه با مثال پنکه که با تغییر جهت چرخش میتواند جریانی متفاوت ایجاد نمایدو ذهن انسان را به هواکش تشبیه نموده است که انسان میتواند به راحتی با چرخش در افکار و اندیشه و رفتار و کرار خود به گونه ای متفاوت عمل کند و دارای قدرت جاذبه با دافعه باشد و این موضوع به دانایی وفرق نگاه وابستگی کامل دارد.

واما در مورد حس نیز مانند خبرنگاری است که در کاینات به چرخش در می اید و برای سیستم عقل مطلب فراهم می اورد و این عمل به کمک سایر پیکر های انسان  انجام میگیرد.حس رویت نا پذیر است اما همنام خودش قابل حس است.

امروز من با توجه به وادی یاد گرفتم که جهت حرکت هواکش را تغییر دهم و با عشق ومحبت به جهان بنگرم و اساس کار در کنگره نیز  بر مبنای همین  محبت بنا شده که هر کمک راهنمایی بر مبنای محبت به کار خود در کنگره ادامه میدهد .

در ضمن جشن یک سال رهایی مسافر حمید رهجوی مسافر سید رضا دولت ابادی را در نمایندگی جشن گرفتیم. 

                          

               

              

گزارش:همسفر سارا   

پیشگیری . مهار و درمان اعتیاد

و خدایی که در این نزدیکیست...

در هر صده یک اتفاقی در دنیا می افتد و یک چیزی کشف می شود.

                             

این دفعه نوبت درمان اعتیاد است.درست متوجه شدید گفتم درمان اعتیاد. چون همیشه گوش های ما عادت کرده به " ترک اعتیاد " اما به قول یکی از راهنماهای کنگره : "ترک یعنی بی خیال شدن"

بحث من الان روی ترک نیست بلکه روی درمان است . درمان چیزی که تا قبل از کنگره۶۰ هیچ جای دیگری مطرح نشده بود و راهش را پیدا نکرده بودند . اما الان چند سالی است که کنگره فریاد میزند که ایهاالناس ما راه درمان اعتیاد را پیدا کردیم. اعتیادی که نه تنها شخص را درگیر می کند بلکه کل اعضای خانواده با معتاد شدن یکی از اعضا درگیر این بیماری می شوند.

متاسفانه این بیماری  داره همه گیر میشه باید جلوش گرفته شود.....

خوشبختانه مکانی پیدا شده که  نه تنها در فکر  درمان جسم شخص است بلکه برروی روح و روان اشخاص مصرف  کننده و خانواده هایشان کار می کند بدون اینکه خانواده ها کوچک ترین هزینه ای را متقبل شوند.

روی صحبتم به کسانی است که غرق وادی اعتیاد شدند و فکر می کنند که دیگر راهی ندارند جز مرگ. می خواهم یک پیامی بهتون بدم فکر نکنید به آخر خط رسیدید مثل شما زیاد بودند اما در کنگره۶۰  درمان شدند و زندگی فعلیشون  صد برابر  بهتر از قبل است ومعنای واقعی زندگی را پیدا کردند و همه این خوشبختی را مدیون کنگره هستند.

کنگره ثابت  کرده که اعتیاد درمان دارد و شما توانایی این را دارید روزهایی  را ببینید که بدون مواد مخدر به زندگیتون ادامه میدهید زندگی که سرشار از سلامتی و تعادل است.

دوست دارم بهتون بگم هیچ کس به غیر از خودتان نمی تواند بهتون کمک کند. تا کی می خواهید تو تاریکی زندگی کنید؟تا کی حقارت و زخم زبان.....؟

بسیاری از افراد با سماجت و کله شقی بر سر افکار پوسیده خود ایستادند و هرگز حاضر نیستند برای لحظه ای طور دیگر فکر کنند و دنیا را طور دیگه نگاه کنند نه از دریچه مواد . حاضر نیستند از آن پوسته ی آهکی خود جدا شوند و حصارهایی که ناآگاهانه به دور خود کشیده اند را بشکنند و خود را آزاد و رها احساس کنند و اگر ازشان سوال شود "چرا این همه افکار پوچ؟ چرا این همه پناه بردن به دود؟ و چراهای دیگر... پاسخ قانع کننده ای ندارند و آنقدر پیش میروند تا به نابودی برسند .

چه زمانی حاضر خواهید شد به کوره بروید و ذوب شوید و در قالبی نو ریخته شوید؟ بدان و آگاه باشید نه امروز بلکه از همین لحظه زمان آن فرا رسیده که به خودت تلنگری بزنی شاید لحظه دیگر خیلی دیر شده باشد .

یک زمانی یک اشتباهی را از روی نا آگاهی انجام دادید ولی یک جایی باید stop کنید.          

به خاطر خودتون هم که شده از خواب غفلت بیدار شوید . حالا که جایی به این امنی و مقدسی پیدا شده که بدون درد و خماری کشیدن می تونیم از شر همه بدبختی ها خلاص شویم پس چرا استفاده نکنیم . با جرئت بهتون میگم که کنگره۶۰ معجزه است . شاید صدها راه را برای ترک رفته باشید و نتیجه نگرفته باشین اما بیاید برای آخرین بار راه کنگره را امتحان کنید من به شما قول میدهم که نتیجه می گیرید.

و در آخر این دعا را تقدیم همه عزیزانی می کنم  که تاریکی ها را تجربه کردند و خواستار رهایی هستند :

خداوندا ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه که نمی دانیم از هستی  و نیستی             

خداوندا تاریکی ها را تجربه نموده ایم ما را با روشناییها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک

شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم .                       " آمین "

همسفر سعیده

دستور جلسه روز شنبه همسفران

بسمه تعالی

این جلسه سومین جلسه از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی همسفران با استادی خانم آرزو، نگهبانی همسفر فاطمه، دبیر جلسه همسفر معصومه رأس ساعت 16 با دستور جلسه وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من آغاز به کار گردید.

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است من که می گویم کلام خود نیست، بلکه فردی است در جمع بیکران هستی، که باورش کار هر کسی نیست مگر معنی آن بداند که آن چیست، ارابه ها را در بیکران به حرکت در آورید که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین می گذرد نیازمندند، بشکافید آنچه شکافتنی نیست، در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمایید.

خلاصه سخنان استاد:

تا دیروز تصویری که از محبت داشتم یک تصویر خشک و بی روح بود و شاید هم نام صوری اش محبت بود و شاید یک معامله در ازای محبت من دیگران نیز باید به من محبت کنند اگر کاری برای کسی انجام می دادم و یا حتی محبت می کردم انتظار داشتم دیگران نیز به من خدمتی بکنند و یا تولد کسی که کادوئی تهیه می کردم توقع داشتم آنها نیز این کار را انجام بدهند و سر آخر اگر چنین که می خواستم نمی شد با حال بسیار خراب خودم را سرزنش می کردم که نباید به آنان محبت می کردم اما زمانی که وارد کنگره شدم متوجه شدم و آموزش گرفتم که رابطه ی پدری و مادری و فرزندی و.... همه و همه یک امری صوری و قراردادی و اگر پیوند محبت بین آنان نبود آنها جزی یک سری اسم و نسبت چیز دیگری نبودند من یاد گرفتم که می توان با دست خالی هم به دیگران محبت کرد با یک نگاه خوب و لبخند زیبا خدمت کردن، عشق ورزیدن، حس همدردی داشتن.... من به عینه  در کنگره کمک راهنمایان را می بینم که بدون چشم داشتی به دیگران خدمت می کنند و این خدمت نه برای حقوق و نه برای درآمد بلکه کمک به هم نوع و محبت کردن به آنان است محبت یک امر درونی است و باید از درون به جوشش درآید مثل چاهی که باید از خود آب داشته باشند تا بتواند خود و دیگران را سیراب کنند و این مسیر نیست مگر چشمه های درونی ما به جوشش درآید در واقع با دل صورت مسئله محبت می توان به عشق رسید که این خود نیازمند زمان است اولین روزی که وارد کنگره شدم کمک راهنمائی که با من مشاوره کرد من با تمام وجودش من را در آغوش گرفت حس همدردشدنش با تمام وجودش احساس کردم و فهمیدم بنای این کار در این مکان مقدس محبت است محبتی که نمی توان آن را با پول خرید یا اینکه آن را از کسی گدایی کرد محبتی که خدا در وجود همه انسانها قرار داده کافی است به درونمان بنگریم و ببینیم که می شود بدون هیچ چشم داشتی به دیگران محبت کرد و آن وقت لذت محبت را در خواهیم یافت.

تازه واردین: 1 نفر

کل حاضرین جلسه: 44 نفر

 

گزارش: همسفر زهرا

نویسنده: همسفر لیلا

گزارش تولد اولین سال رهایی مسافر رضا رهجوی بابک پاساری

بسمه تعالی

گزارش تولد اولین سال رهایی مسافر رضا

پیام تولد

                

رضای عزیز شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده پرواز خویش است پرواز را آموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده و به زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز در آیید.

راهنما (بابک)

                 

امروز تولد رضاست به خودش و همسفران محترمش تبریک میگم رضا اولین روزی که به کنگره اومده بود من استاد جلسه بودم یادم هست که رضا نزدیک آبدار خانه نشسته بود و رهجوی اول من بود.رضا به واسطه ی مصرف شیشه به ظاهر و جهان بینی خودش بسیار تخریب وارد کرده بود.

اگر بخواهم از اذیت کردن هاش بگم زیاد اذیت نکرد و خوب حرکت کرد و خیلی خوب توانست همین سیستم ایکس خودش رو بازسازی کند منم آرزو می کنم که رضا بتونه خدمت گزار باشه و به انسانها کمک کند.

رضا:

خیلی خوشحالم که تونستم تجربه کنم قبل از هر چیز باید از خدای بزرگ تشکر کنم که تونستم به این جایگاه برسم و این به لطف شما و مهندس بزرگوار که این راه را ابداع کرد و درست شدم از راهنمای خودم آقا بابک خیلی متشکرم.

وقتی وارد کنگره شدم فکر می کردم حال من خوبه حال دیگران نه وقتی اولین بار آقا بابک را دیدم انرژی گرفتم و به ایشان اقتدا کردم  و ایشان هم من را راهنمایی کرد

یک نامه به دست من رسید که باعث حرکت من شد

از پدرم خیلی تشکر می کنم و از مادرم هم تشکر می کنم که کوه صبر بود و حتی در جلسه هایی که همسفران نبودن می اومد تا من فرار نکنم از همسرم تشکر می کنم که سالهای جوانی او را خراب کردم و امیدوارم جبران کنم از راهنمایان همسفرانم تشکر می کنم واقعا جای تشکر دارد که باعث شدن همسفران من بالهای پروازم شدن تشکر ویژه از آقای وحید هاشمی می کنم چون تو سفر اول خیلی به من کمک کرد در آخر از همگی شما دوستان تشکر می کنم من لایق این همه تشویق نبودم من دو بار اشک پدرم را دیدم این بار بار سوم بود اما این بار خیلی فرق می کرد چون این بار اشک شوق بود.

راهنمای همسفر(خانم پور باباگل)

من از آقا بابک خیلی تشکر می کنم به آقا رضا تبریک میگم سفر خیلی خوبی داشتند با همه مشکلاتی که داشتند البته باید خوب سفر می کرد چون همسفران خوبی داشتند برای مادر خیلی سخته که آب شدن پسر خودشو ببینه به لیلا همسفرشون تبریک میگم اولین رهجوی من بود همیشه به خودم می گفتم که میتونم ؟به نظر من یکی از دلایل موفقیت رضا این بود که همسفرهای خوبی داشت.

همسفر لیلا:

خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم درمان رضا مثل یک معجزه بود هیچ وقت فکر نمیکردم درمان بشه خداروشکر

بخاطر بیماری رضا خیلی چیزا رو از دست دادم که یکیش پدرم بود که بعد 4 سال اجازه نداد که اون رو ببینمش اگه از سفر بگم تو سفر اول همسفر خوبی نبودم چون گذشت نداشتم یادمه از همون ماههای اول کنگره رو گرفت هر چی حال رضا خوب می شد من بدتر می شدم و توقع من بالاتر می رفت من این موضوع را درک نکرده بودم که من هم بیمار شده بودم و من هم باید درمان بشم

مادر:

نمیدونم از چه موضوعی شروع کنم از خدا تشکر میکنم که این جایگاه رو تجربه کردم از مهندس بزرگوار تشکر می کنم که این راه را به ما نشون داد از آقا بابک متشکرم از همسر رضا خیلی تشکر می کنم و از راهنمای خودم خیلی ممنونم .از همسرم که پشت پرده بودند ولی تلاش می کرد .

جشن تولد مسافر رضا با شکوه خاصی در نمایندگی رباط کریم برگزار شد.این رهایی و این تولد را به رضا و خانواده اش ومسافر بابک راهنمای رضا و به جمعیت احیای انسانی کنگره60 و در راس به جناب آقای مهندس دژاکام تبریک می گوییم.

 

گفتگویی داریم با همسفر فرشته

«به نام خدا»

گفتگوئی داریم با همسفر...

1. نام خود و مسافرتان؟

فرشته همسفر مرتضی

2. میزان مصرف وی با ورود به کنگره؟

یک پُک شیشه

3. چند وقته که به کنگره می آیید؟

18 ماهه

4. نحوه آشنایی شما با کنگره؟

از طریق آشنایی با یکی از کمک راهنمایان کنگره 60

5. از رهایی مسافرتان چند وقته می گذره؟

6 ماه و نیم

6. نظرتان در مورد روزهای اول ورود به کنگره را بیان کنید؟

من روزهای اول ورود به کنگره احساس عجیبی داشتم حس شکست! و اونقدر تخریب های مسافرم منو عصبی کرده بود که از مسافرم داغون تر شده بودم کاملاً احساس می کردم شکست خوردم و دیگه هیچ راهی برای جبران نیست. ولی با ورود به کنگره و جو شاد و شیرینی که داشت کم کم خوب و خوب تر می شدم تا جایی که حتی وقتی دلم می گرفت با شوق و هیجان بیشتری به جلسات می رفتم و می تونم الان با جرأت بگم تقریباً همه موفقیت های عظیم بر پایه یک شکست بنا شده اند.

7. کنگره تا چه حد توانسته بود نگرش شما را در دوره درمان مسافرتان عوض کند؟

من دیگه هیچ وقت باور نمی کردم که همسرم بتونه ترک کنه چون چیزهایی که راجع تخریب های شیشه شنیده بودم اونقدر وحشتناک بود که باورش برام سخت بود و حالات و برخوردهای مرتضی هم کلی تغییر کرده بود و قبول این موضوع که مرتضی بتونه به روش DST ترک کنه غیر قابل باور بود البته ترک که نکرد در واقع درمان شد ولی چون اطلاعاتم خیلی کم بود نمی تونستم با این موضوع کنار بیام و الان می فهم که واقعاً زندگی ام رو به کنگره مدیونم چون منو همسرم با اون همه مشکلات دیگه نمی تونستیم با هم زندگی کنیم.

8. پیام شما در مورد کسانی که با کنگره 60 آشنایی ندارند؟

فقط می تونم بگم تمام اونایی که فکر می کنن با اعتیاد همسرشون به  صفر رسیدن هر جای این کره خاکی که این پیام رو می خونن به خاطر خودشون هم که شده به کنگره بیان شیرینی و زندگی با کنگره رو بچشند اونقدر شیرینه که وقتی من نوعی که همسرم به رهایی رسیده پای صحبت های کسانی می شینم که گذشته ی من هستند و دارن گذشته ی منو تجربه می کنن به حرفهای شیرینشون گوش می دم و اشکهای غم انگیزشون رو اشک شوق می بینم که در حال گرفتن گل رهایی از آقای مهندس دژاکام هستند.

9. از حستون از روزی که رها شدید بگید؟

خوب معلومه که خیلی خوشحال بودم و اونقدر برای این لحظه دعا کرده بودم و انتظار کشیده بودم که برای خودم هم دیگه غیر باور بود که واقعاً مرتضی رها شده بود و اون لحظه اونقدر هیجان و استرس داشتم که توی اون همه جمعیت من هیچ کس رو نمی دیدم فقط چشمم به مرتضی بود برعکس من که این همه بی قرار بودم مرتضی حسابی خونسرد و آروم بود من و مرتضی توی اون 11 ماه سفر خیلی سختی کشیدیم و کلی برای دیدن این روز قشنگ لحظه شماری کردیم و امیدوارم تمام سفر اولی ها این روز قشنگ رو تجربه کنند. آبهای «دریای سرخ» من از هم می شکافد و از روی زمین خشک می گذرم، هم اکنون به سوی «ارض موعود» خود پیش می روم.

10. از زندگی بعد از رهای از دام اعتیاد بگوید؟

بخواهید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. زندگی بعد از رهایی یعنی شروع زندگی و همه ی بچه ها تازه بعد از رهایی است که با امید بیشتر به زندگی روی می اورند و من هم اکنون خدا را شاکرم و بعد از رهایی با نگاه خوشبختی زندگی می کنم و فقط می تونم بگم: دیگه هیچ بادی نیست که بتواند کشتی مرا سرگردان یا جذر و مد تقدیرم را دگرگون کند. و در آخر می خواهم از زحمات راهنمای خودم و راهنمای مسافرم تشکر و قدردانی کنم و دور را دور دست پدر و مادر کنگره ایم سرکار خانم آنی و مهندس دژاکام را می بوسم و عاشقانه می گم که هیچ وقت زحماتشان را فراموش نمی کنم.

 از همسفر خانم فرشته سپاسگزاریم

مصاحبه گر: همسفر لیلا

 

دستور جلسه همسفران

بسمه تعالی

 

این جلسه دومین جلسه همسفران از دوره نوزدهم با استادی همسفر خانم زهرا، و با نگهبانی همسفر خانم فاطمه، و دبیر جلسه همسفر خانم معصومه در تاریخ 19/06/90 رأس ساعت 16 آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:

مواد شبه افیونی سیستم ایکس از شاهکارهای خلقت است که به طور طبیعی در بدن همه انسانها تولید می شود. و نشئگی حاصل از این مواد چندین برابر مخدر بیرون است با این تفاوت موادی که از بیرون وارد بدن می شود انرژی کاذب و زودگذر و مخرب است اما موادی که در بدن تولید می شود نه تنها مخرب نیست بلکه انرژی حاصل از آن ماندگاری و کارایی بالایی دارد در علم پزشکی نتوانسته اند این سیستم را شناسائی کنند به همین در کنگره سیستم ایکس گفته می شود تولید مرفین در همه جای بدن وجود دارد.

ما نمی توانیم بگوییم قسمتی از بدن اختصاص داده شده به تولید مرفین اما مرکزیت آن می تواند عصب باشد برای اولین بار دانشمند هیوبست کاسترلیز در سال 1375 ، دوازده نوع ماده شبه افیونی بدن را کشف کرد و آنها را به 3 خانواده انکفالین، اندرفین، دینورفین تقسیم کرد و بعد از آن حدود 25 نوع ماده دیگر کشف شد و زمانی که تشخیص مواد مخدر (تریاک، شیشه، آیس....) مصرف می کند مواد مخدر بیرونی جایگزینی را درون جسم می کند و از آنجائیکه مرفین بدن از خارج تأمین می کند. به مرور زمان تولید شبه افیونی در بدن متوقف می شود این موضوع توسط بنیان گذار کنگره برای اولین بار در این دنیا مطرح شد.

ایشان با صراحت بیان کردند که اعتیاد بر روی سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی تأثیر مستقیم دارند و به مرور زمان با مصرف مواد مخدر این سیستم پیچیده و خدادای از بین می رود البته راهکاری که آقای مهندس دژاکام بیان کردند یکی از کامل ترین روش برای درمان اعتیاد است برخلاف آنچه در دنیا تصور می کنند و برای درمان اعتیاد از روش سم زدایی سقوط آزاد و... استفاده می کند این روش را کنگره را رد می کند از آنجائیکه اعتیاد روی سه ضلع جسم، روان، جهان بینی تأثیر منفی داشته است و برای درمان نیز روی این سه ضلع کار می شود و برای به تعادل رسیدن جسم 11 ماه وقت لازمه که سیستم تولید کننده جسم دوباره بازسازی و راه اندازی بشود.

تازه واردین : 3 نفر

کل حاضرین: 38 نفر

 گزارش: همسفر زهرا

نویسنده: همسفر لیلا

سیستم x

بسمه تعالی

 

سیستم ایکس (سیستم بیو شیمی و سیستمهای تولید کننده مواد شبه افیونی)

 

         

مغز انسان به اندازه یک گریپ فورت است.وزن این توده حدودا 1350 گرم است.ما اگر بتوانیم کامپیوتر بسازیم که بتواند به اندازه مغز ما اطلاعات ذخیره کند این کامپیوتر ارتفاعش به اندازه یک ساختمان 100 طبقه و مساحتش به اندازه ایالت تگزاس خواهد بود.

مغز مانند ابر کامپیوتری است که اطلاعات را از حواس ما گرفته و بر طبق همان اطلاعات دستورات منطقی صادر می کند.این اطلاعات از 2 طریق به مغز ما می رسد.

1-جریان های الکتریکی                     2-مواد شیمیایی

مغز ما شدیدا تحت تاثیر یک سری از مواد شیمیایی عمل می کند.میتوان گفت ما در کنترل این مواد شیمیایی که توسط مغز سلسله اعصاب مرکزی و دیگر نقاط بدن ساخته می شوند هستیم.زیرا ما در کنترل مغزمان هستیم و مغز ما در کنترل این مواد است.کلیه کارهای روزمره ما تصمیم گیری ها کارهای سنگین فیزیکی  عملیاتهای پیچیده فکری و ذهنی حافظه حالتهای غم شادی خشم افسردگی و کلیه حالتهای روحی و روانی ما تحت تاثیر این مواد شیمیایی است

در سلول های عصبی مغز نقاط ویژه ای وجود دارد که مواد شیمیایی موثر بر مغز به این نقاط پیوند خورده و نقش خود را ایفا می کنند.این نقاط دریافت کننده های عصبی نام دارد.

تاثیر پذیری ما از دارو ها و مواد مخدر دقیقا از همین نقاط صورت می گیرد.بدن یک انسان سالم به صورت خودکار همه مواد شیمیایی ر� در بهترین کیفیت وبه اندازه لازم ودر زمان لازم تولید می کند.این مواد از طریق جریان خون به گیرنده های عصبی در مغز می رسند و کار خود را به بهترین نحو در شرایط عادی انجام می دهند.تا کنون بیش از 200ماده شیمیایی شناخته شده که در بدن انسان تولید می شود.نمیتوان گفت این مواد دقیقا در کجای بدن ساخته می شود اما به طور کلی غده هایی که این مواد را می سازند به سیستم بیو شیمی معروفند و این سیستم در کنگره 60 به سیستم ضد درد بدن و سیستمهای تولید کننده مواد شبه افیونی معروف است که به علت ناشناخته بودن این سیستمها کنگره 60 این سیستمها را سیستم ایکس یا سیستم مجهول نامگذاری کرده است.تاثییر پذیری ما از این مواد شیمیایی به حدی است که در تصور نمی کنجد این مواد حتی در خواب دیدن ما نیز تاثییر گذار هستند.هنگامی که ما خواب یا رویایی ببینیم سلولهای در پایه مغز با ترشح ماده استیل کولین در دهن ما ایجاد رویا می نمایند به این عمل اصطلاحا کلید روشن شدن خواب می گویند اما کلید خاموش شدن خواب در قسمت دیگر پایه مغز است که این قسمت سلولهای دیگری با ترشح ماده نور اپی نفرین (نور آدرنالین)مارا از عالم رویا بیرون  می کند این چرخه در انسان در هر 90 دقیقه-در گربه ها هر 30 دقیقه و در موش صحرایی هر 12 دقیقه یکبار اتفاق می افتد.(جهان شگفت انگیز مغز)تاثیرات این مواد بر حالت روحی و روانی ما نیز باور نکردنی است.بسیاری از بیماری های عجیب و به نظر لا علاج جسمی و روحی به علت تغیرات در دز استاندارد این مواد در بدن به وجود میاد برای مثال بیماری اسکیزوفرنی به علت بالا رفتن دز ماده به نام دو پامین در مغز بوجود می آید و یا بیماری پارکینگسون به علت پایین بودن دز دو پامین در مغز حاصل می شود هور مون آدرنالین یا همان اپی نفرین سبب انقباض عروق خونی و بالا رفتن فشار خون می شود این هورمون توسط غدد آدرنال یا فوق کلیوی ترشح می شود.

از غدد فوق کلیوی هورمون دیگری به نام کورتیزدل ترشح می شود که اگر مقدار این هورمون در خون بالا برود انسان دچار وحشت و اضطراب((ترس فراوان))می شود.سردتونین یا 5 هیدروکسی تیریپتامین ( تی اچ-5)یکی دیگر از این مواد است که توسط پلاکتهای خون ساخته و ترشح می شود ودر جریان انعقاد خون تجزیه می گردد همچنین توسط سلولهای مغز و سلولهای خاصی درروده بزرگ نیزتولیدمیشود.این ماده درسیستم خواب انسان نقش مهمی ایفامیکندسروتونیندرایجادسرخوشی ومقدارکمان باعث افسردگی میگردد.

اندرونین هاگروهی ازموادافیونی طبیعی هستندکه تو سط خود نیزتولید میشونداین موادمعمولا ازمرددسی اسیدآمینه تشکیل شده اند ازاین گروه بتا آندرونین قوی ترین مسکن طبیعی نفراست.      

   درسال 1973برای اولین باردریافت کننده افیون درمغز انسان شناسایی شد ودرسال1975 جان هیوزوهانس کوسترلیتزدو دانشمند اسکاتلندی آنکفالین را به عنوان اولین افیون طبیعی مغز شناسای� کردند درسال1975آورامگوالدستین از دانشگاه استنفورد بتا آنکفالین را کشف نمود. ودرسال1979پژوهشگران آلفا اندروفین وگاما اندروفین ودینورفین را کشف نمودند و در سال1984 نمایشگاهی از افیون های طبیعی مغز شامل انواع دینورفین هاوآنکفالیفها واندورفین ها بدست آمد.

مواد مخدرعمدتا" داروهایی هستند که در هردوره برای بیماریهای خاص توسط پزشکان تجویزمی گردید.موادی که دربدن تولید می شوند در بیرون یافت نمی شود.هنگامی که حالت بیماری افسردگی ,غم وغیره بر ما غالب میشود پزشک تشخیص می دهد که بدن ما نوعی از این مواد را تولید نمی کند ویا زیاد تولید می کند وبر حسب تشخیص دارویی به بیمار میدهد که ترکیبش شبیه موادی است که دربدن ما همان حالتها را ایجاد میکند.مثلا" بدن ما در هنگام احساس درد موادی به نام اندروفین ,متا آنکفالین,لوآنکفالین ,دینورفین تولید میکند اما در مواقع اضطری مثل شکستگی استخوان ویا جراحتهای شدید به بیمار مقداری مرفین برای تسکین درد تزریق می شود که مرفین از نظر فرمول شیمیایی بسیار شبیه این مواداست.

جالب اینکه همین احساس درد نیز توسط نوعی ازمواد شیمیایی در بدن ما بوجود می آید.مثلا"موادی ازقبیل برادی کینن وسروتونین و هیستامین و ین پتاسیم واسیدها واستیل کولین می تواند درما احساس درد بوجود آوردند(فیوزلوژی اعصاب وغدد ) حال اگر این مواد در شرایط خاص وبرای مدت مشخصی تحت نظرپزشک تجویز شوند غواقبی ندارند اما هنگامی که ما باید خود اقدام به مصرف این مواد و این داروها می کنیم پس از مدتی سیستم بیو شیمی بدن ما از کار افتاده وهنگامی که ما مصرف این مواد و یا داروها راپس ازمدتی قطع میکنیم ویا تصمیم به ترک اعتیاد می گیریم و حالتهای درد,و رنج ,غم , ناراحتی ,افسردگی ,بیخوابی ,بی قراری وانواع واقسام عوارض می شویم وعلت این عوارض کمبود این مواد است.

مثلا" شخصی که تصمیم به ترک اعتیاد میکند واقدا� به قطع ناگهانی مواد یا قرصهای مصرفی خود می نماید دچار عوارض شدیدی از قبیل بیرون روی وعطسه, پرش پا ,آبریزش  بینی , عرق کردن و........می شود

واز طرف دیگر با افسردگی, ناامیدی,اضطراب ,استرس و.....دست وپنجه نرم میکنند که نمای این حالتها به علت کمبود مواد شبه افیونی در بدن او است. وریشه تمای این مشکلات دقیقا" در جسم است نه در روح و روان شخص

واین همان گره کور یا نقطه مور درترکهای اعتیاد است که خوشبختانه آقای مهندس دژاکام بنیانگذار کنگره 60با تحقیقات مستند وگسترده به این مهم پی بردند واین گره کور را باز نمودند.

امروزه در کنگره 60ما از کار افتادن سیستم بیوشیمی توسط مواد مخدر ویا داروها وقرصها را بعنوان یک اصل تجربه کرده وپذیرفته ایم وبه این اصل ایمان راسخ داریم که برای درمان اعتیاد مهمترین مسئله بازسازی وراه اندازی سیستم بیو شیمی ویا همان سیستم ایکس است. یعنی هنگامیکه از دریچه سیستم واز کار افتادن آن در زمان اعتیاد و راه اندازی آن برای درمان می نگریم ,صورت مسئله اعتیاد را به صورت صحیح مطرح نموده ایم وزمانیکه سخت ترین مسئله بصورت صحیح مطرح شود حتما قابل حل خواهد بود واگرراحت ترین مسئله بصورت غلط مطرح شود قطعا" قابل حل نخواهد بود وهمانطور که اعتیاد سالیان سال یک بیماری پیشرفته ولاعلاج می نمود.

 

                                                                                مسافر مسعود

 

ورود دستمال مرطوب مخدر "السیمن" به بازار

و خدایی که در این نزدیکیست...

                                 

یک متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی از ورود مواد مخدر جدید در شکل دستمال مرطوب با نام "السیمن" به بازار خبر داد و گفت: این دستمال مخدر از راه خون جذب بدن شده و توهم کاذب ایجاد می کند.

دکتر مجید ابهری در گفتگو با مهر افزود: اخیرا با توجه به اینکه انواع مواد مخدر روانگردان صنعتی توسط نیروهای انتظامی و نهادهای مربوطه شناسایی شده و در جهت مقابله با آنها اقدامات موثر به عمل آمده است به همین دلیل این بار ناتوی فرهنگی که به قصد نفوذ در بین جوانان و ایجاد انحراف فکری و اعتیاد در آنها از هیچ سرمایه گذار و برنامه ریزی خودداری نمی کند مواد مخدر روانگردان را با نامهای جدید وارد بازار کرده است.
 
این متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی تاکید کرد: در حالی که اساس و پایه این مواد جدید همان شیشه و مواد آمفتامینی است که فقط نام و شکل آن عوض شده است.
 
وی به نامهای این مواد مخدر جدید اشاره کرد و گفت: از جمله این نامها موی سرخ پوست، آجر، جرس، نیلوفرانه، افلاطون و مریخ است.
 
ابهری با اشاره به اینکه مافیای مواد مخدر با نامهای کاذب جدید هدفهای شوم خود را دنبال می کند، افزود: این مافیا مواد مخدر جدید  از جمله دستمالهای مرطوب مخدر را برای مرطوب نگه داشتن و لطافت پوست در پوشش لوازم بهداشتی وارد بازار کردند که نام این دستمال مخدر "السیمن" است.
 
به گفته وی ، استفاده از این نوع دستمالها بین دختران جوان رواج بیشتری داشته و از راه خون جذب بدن شده و توهم کاذب ایجاد می کند.
 
این استاد دانشگاه به جوانان توصیه کرد که فریب نامهای مختلف مواد مخدر را نخورند چرا که مواد جدید از همان مواد مرگ آور قدیمی تهیه می شوند و نباید حتی از سوی کنجکاوی و ساده لوحی به طرف اینگونه مواد رفت.
 
همسفر سعیده

دستور جلسه سه شنبه:دیده بان و مرزبان   تاریخ :15/6/90

به نام خدا

نظم نخستین قانون کاینات است

دستور جلسه :دیده بان و مرزبان

استاد جلسه: مسافر مهدی خورشید وند مدت رهایی 6سال وچند ماه

              

خلاصه سخنان استاد :در ابتدا خداوند را شاکرم که در این نقطه ازجهان خاکی در حال خدمت به همنو عانم هستم و تبریک ویژه دارم به مناسبت عید فطر و از همه عزیزانی که درماه رمضان امسال خدمت کردند ومراسم افطار را با شکوه فراوان برگزار نمودند تقدیر و تشکر می کنم و به ویژه از مرزبانان این دوره که با تلاش مضاعف امسال را نیز همچون سالهای پیش با شکوه بر قرار نمودند .

ما همه یک به یک ترتیبی به کنگره هدایت شدیم و من نمی دانم که چطور ولی ااین را می دانم که من اینجا هستم و اینجا یک مرکز علمی و تحقیقا تی ویک سازمان مردمی است که زیر نظر هیچ ارگان دولتی نبوده و از لحاظ علمی در جهان حرف اول را میزند و علم کنگره تجربه شده می باشد و برگرفته از هیچ منبعی نیست در بسیاری لزارگان ها فقط بروی جسم و در بعضی از آنها فقط بروی روان بیماران کار می شود ولی در کنگره روشی که توسط مهندس دژاکام ابداع شده روشی است که بروی جسم وروان وجهان بینی به صورت یکسان کار می شود و بیماران پس از بهبودی به مرحله ای از تعادل می رسند که با تجربه در این مکان صورت گرفته است وبراستی چه کسا نی این سیستم را با این نظم و هماهنگی اداره میکنند؟ تمام کسانی که در کنگره هستند و مسئولیت هایی دارند همه از افرادی هستند که زمانی مصرف کننده بوده و همه انها به نحوی در سیستم خا نواده و جامعه اختلال ایجاد می کردند و هر کدام به صورتی برای خود و دیگران ارمغانی جز تاریکی و تباهی نداشتند ولی با ورود به کنگره و قرار گرفتن برروی خط کنگره ابتدا نظم را درکارهایشان ایجاد نمودند تا توانستند به رهایی برسند و در کنگره ارامش را تجربه نموده اند و حال در کنگره در حال خدمت هستند هر کس به نوعی وبا نظم وارامشی که د رکنگره دارند دیگران را به کنگره هدایت می کنند و این نظمی که در بدو ورود در کنگره نظر هر تازه واردی را به خود جلب می کند چیزی نیست جز نتیجه تلاش مرزبانان د رکنگره ودر  راس آن بنیان گذا رکنگره که به تنهایی در ابتدای امر این سیستم را راه اندازی نمودند و به این سیستم نظم و هماهنگی دادند و این شعبات با این نظم و نظامی که در حال حاضر دارند چیزی نیست جز تلاش مستمر وپیگیر جناب اقای مهندس که امروز ما میبینیم که در تمام شعبات جلسات به طور هم زمان و سر ساعات مقرر و با دستور جلسات هماهنگ در حال برگزاری هستند و به لطف دیده بانان و مرزبانان شعبات است که  کو چکترین خللی در نظم جلسات وارد نمی شودو ما میبینیم که در ابتدا ی هر جلسه نگهبانان عزیز ودبیرشان سالن را برای ورود عزیزان مسافر اماده نموده اند وبا هماهنگی لازم و زیر نظر مرزبانان تمامی تصمیمات اتخاذ میگردد و مرزبانان نیز تحت نظر دیده بانان هماهنگی لازم را در بین شعبات برقرار می نمایند ودر باور انسان نمی گنجد که این نظم و هماهنگی توسط افرادی به اجرا در بیاید که خود روزی مصرف کننده بودند.

مرزبانان در کنگره حافظ قوانین هستند ودیده بانان از 14 نفر متشکل شده است و کسانیکه یک دوره مرزبانی را با عملکرد خوب پشت سر نهاده اندا بتدا 3سال سیتی زن می شوند و در نهایت اگر دیده بانان دیگر به انها رای دهند می توانند دیده بان شوند و رابطه بین مرکز و دیده بانان توسط رابط دیده بانان بر قرار می شود من از تمام مرزبانان و دیده بانان در دوره های گذشته ودر حال حاضر تشکر میکنم و ما جلساتی که امروز در ان حضور داریم را مدیون تلاش وزحمات این عزیزان هستیم از آقای حکیمی و آقای ربیعی که زحمات زیادی برای شعبه کشیدند تشکر می کنم و ارزوی موفقیت و شادابی روز افزون برای این عزیزان و مرزبان و دیده بانان کنگره دارم .

در ضمن جشن یک سال رهایی مسافر یوسف رهجوی مسافر مهدی خورشید وند در این شعبه برگزار شد.

              

با تشکر :همسفر سارا

 

گفتگو با مسافر مرتضی مهدوی

بسمه تعالی

 گفتگو با مسافر مرتضی مهدوی

-- مرتضی از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادی کمال تشکر را دارم.

-- مرتضی خودت را بهتر معرفی کن. 

 من مرتضی هستم یک مسافر.     

--  از چه راهی وارد دنیا اعتیاد شدی؟

 اعتیاد من با سیگار شروع شد.سپس الکل و حشیش و سپس تریاک و قرص. 

-- به نظر خودت چه عواملی باعث شد سمت اعتیاد بری؟

 کمبود محبت

-- کمبود محبت ازچه کسانی؟

 از خانواده

-- چه زمانی متوجه شدی کاملا به مواد وابسته شدی؟

 پس از اتمام دوره خدمت سربازی.

-- آیا آن موقع از آن موضوع ناراحت بودی؟

   خیلی.از زمانیکه مواد مصرف کردم ومتوجه شدم اعتیاد دارم خیلی از مواد متنفر بودم وخیلی برای ترک اعتیاد تلاش کردم.

-- برای ترک اعتیاد خود چه راههایی رفتی و چه تلاشهایی انجام دادی؟

   من بیش از ده بار اقدام به ترک اعتیاد نمودم.از قبیل سقوط آزاد(قطع ناگهانی مواد)ترک با کمک دکتر ودارو .ترک با داروهای گیاهی و ...

-- قطع ناگهانی مواد خیلی سخت بود؟

   از نظر جسمی خیلی سخت بود اما از لحاظ روحی و روانی خیلی سخت تر بود یعنی در دورانی که پاک بودم زندگی کردن خیلی دشوارتر از دورانی بود که مواد استفاده می کردم.

-- مواد اصلی که شما به آن اعتیاد داشتی چه بود؟

   قرص و تریاک

-- چرا قرص وتریاک؟

   تهیه تریاک برای من خیلی سخت بود زیرا در محل زندگی ام شخص سر شناسی بودم به همین دلیل مصرف قرص نیز به مصرف تریاک من اضافه شد

-- مرتضی طریقه آشنایی شما با کنگره60چگونه بود؟

من از طریق برادرم با کنگره60آشنا شدم

-- راه کنگره 60 برای ترک اعتیاد چگونه است؟

ترک اعتیاد نه درمان اعتیاد.

-- چرا درمان!؟همه به دنبال ترک اعتیاد هستند و شما از درمان سخن می گویید

چون من در کنگره 60 متوجه شدم اعتیاد یک فرا بیماری است و بیماری را نمیتوان ترک کرد بیماری باید درمان شود  مواد مصرفی  برای اینکه کنار گذاشته شود باد صورت مسئله را پیدا کرد .

-- سوالم را اصلاح می کنم راه کنگره60 برای در مان اعتیاد چگونه است؟

راه درمان اعتیاد(ترک مواد) در کنگره60 راهی کاملا منطقی است از نظر کنگره 60 اعتیاد یک فرا بیماری است و برای درمان آن باید روی مقوله های جسم و روان و جهانبینی فرد کار شود و این عمل با سپری کردن زمان خاص خود قابل اجرا و اعتیاد کاملا قابل درمان است

-- در ابتدا ورود به کنگره 60 چه موضوعی بیشتر از هر چیز نظر شما را جلب کرد؟

تابلو درمان رایگان اعتیاد

-- رایگان!!! یعنی کنگره 60 برای درمان اعتیاد هیچ هزینه ای از شما دریافت نکرده؟

بله رایگان نه تنها هیچ هزینه ای پرداخت نکرده ام بلکه با آموزش هایی که در کنگره کسب کرده ام خیلی از هزینه های اضافه زندگی ام را نیز حذف نموده ام

-- در حال حاضر در کنگره 60 چه خدمتی انجام می دهید؟

کمک راهنما و مرزبان هستم

-- کمک راهنما و مرزبان ! کمی توضیح دهید

افرادی که در کنگره موفق می شوند اعتیاد خود را درمان کنند می توانند پس از مدتی در آزمون کمک راهنمایی شرکت کنند وپس از قبولی و تایید مسولین کنگره 60 در این جایگاه به افرادی که خواستار رهایی و درمان اعتیاد هستند خدمت کنند

مرزبان:اجرای قوانین کنگره 60 در هر یک از نمایندگی ها به عهده مرزبانان آن نمایندگی است و مرزبانان از طریق انتخابات بین اعضاء انتخاب می شوند

-- مرتضی شما به عنوان شخصی که اعتیاد و راههای گوناگون ترک را تجربه کرده اید برای افرادی که درگیر این مسئله هستند و خانواده آنان چه پیشنهادی دارید

من تجربه ام را میگویم به نظر من این افراد برای درمان اعتیاد جستجوکنند تا بتوانند بهترین ومنطقی ترین وکم هزینه ترین راه را بیابند

-- مرتضی جان از اینکه وقت خود را در اختیارمان گذاشتید متشکرم درپایان حس خودتان را نسبت به این کلمات بیان کنید

-- اعتیاد: فرا بیماری

-- درمان: کنگره60

-- کنگره60:بهترین راه

-- راهنما: چراغ راه

--گل: رهایی

-- آقای مهندس دژاکام:مبتکر درمان اعتیاد

گفتگو مسافر مسعود

 

دستور جلسه سه شنبه:وادی سیزدهم وتاثیر آن روی من  تاریخ:1/6/90

بسم الله الر حمن الر حیم

جهان آرامگاهی است که اگر در پی دغدغه های دیگر نباشی به کهکشانهای اطراف سفر می کنی و خلقت را ،هستی را ،نیرو وقدرت و انرژیهای بی انتها را چون رشته های انوار مشاهده خواهی نمود اما بایستی ...

دستور جلسه:وادی سیزدهم و تاثیر این وادی روی من

استاد جلسه:مسافر علی هاشمی مدت رهایی 2سال و10 ماه

خلاصه سخنان استاد:وادی سیزدهم این وادی بسیار زیبا و روان توسط اقای مهندس تو ضیح داده شده و در این زمینه مارا به درجه ای از فهم رسانده است در مثالی ایشان یک سطل را در نظر گرفته اند و مراحل تغییر تبدیل و ترخیص را به خوبی در این مثال برای ما قابل فهم کرده اند ما برای چه به این دنیا امده ایم، آمده ایم که مثل همان سطل تغییر تبدیل و ترخیص شویم کره خاکی آموزشگاهی است برای ما انسان ها و اگر انسان تک بعدی زندگی کند و فقط به فکر خودش باشد مثل همان میمونی میشود که قدرت تفکر ندارد و در وادی مثال ان اورده شده اگر ما ندانیم که هدفمان از زندگی چیست مثل همان میمون میشویم که در آخر اجل به سراغمان می اید وما چیزی برداشت نکرده ایم هر کدام از ما بیهوده به دنیا نیامده ایم آمده ایم تا ماموریتی را به انجام برسانیم و تغیییرو تبدیل و ترخیص در ما انجام شود .

ما برای اینکه دو بعدی شویم باید مثلث عقل عشق و ایمان را کامل کنیم در اینجا من هر یک از اضلاع مثلث را به درختی تشبیه میکنم که برای رشد احتیاج به آب دارد و آن چیزی نیست جز خمر، خمری که در کلام الله از آن به خوبی یاد شده و در تمثیل هیی که در کلام الله آمده می گوید که در این آیات نشانه هایی است برای آنان که تفکر تعقل و تزکیه  میکنند و معانی برای انان به خوبی باز می شود خمر در انسان به دو صورت از بین می رود 1-مصرف مواد مخدر،قرص،الکل و...2-ورود در ضد ارزشها

انسانی که تزکیه میکند خطوط خمر او جاری و روان میشود و او می تواند در کنار عقل و عشق و ایمان به تعادل برسد منظور از این وادی این است که انسان باید تزکیه کند و خود را پرورش دهد تا زمانیکه دو بعدی شود و وارد مراحل بالاتری از خلقت خویش گردد وقتی انسان دو بعدی شد دیگر نمی تواند فقط به خودش فکر کند بلکه می داند که باید به دیگران نیز کمک کند تا بتواند رشد کند من در زمان مصرف فقط به خودم موادم ومصرفم فکر میکردم و زمانیکه وارد کنگره شدم تا دو سه پله اول گیج و گنگ بودم ولی در پله سوم تازه متوجه شدم که در کجای کار هستم و تا به حال چه میکردم شاید قبلا فکر می کردم که مواد کم کردن یک جو اراده می خواهد ولی وقتی که یک پله کم می شود چیزی بیش از یک پله کم کردن اتفاق می افتد انسان  تازه متوجه می شود که چیز دیگری در کنگره اتفاق می افتد ما در کنگره می اموزیم که چگونه زندگی کنیم و رفتار کردار و گفتارمان باید تغییرکند و این همان تغییر تبدیل و ترخیص است که در کنگره به نحو شایسته ای صورت میگیرد و پس از ترخیص از اعتیاد می اموزی که حال باید به هم نوع خود کمک کنی و این نشان از سیستم خمر سالم است که میتواند انسان را به حالت تعادل نزدیک کند چرا که اگر این سیستم به خوبی کار نکند انسان حتی حال بیرون امدن از خانه را نخواهدداشت چه رسد که بیاید و به همنوع خود کمگ کند هر کدام از راهنماهای کنگره نشان کاملی از یک انسانی هستند که مراحل تغییر تبدیل و ترخیص در انان به خوبی صورت گرفته واینجاست که پایان هر نقطه سر اغاز خط دیگری است .

با تشکر :همسفر سارا

دستور جلسه روز یک شنبه 30/5/90

دستورجلسه روزیکشنبه مورخ30/5/90وادی سیزدهم وتأثیرآن روی من به استادی مسافرآقای مهدی یوسفی

 

استادفرمودند:سخن گفتن ازاین وادی یاراه یاقانون بسیارمشکل است بطوری که من درلژیون خودم به سفراولیهافقط اجازه میدهم تاوادی نهم بخوانند.(پایان هرنقطه سرآغازخط دیگریست)این قانون درهستی اجرامی شودودرزندگی ماهمیشه وجوددارد.من فکرمی کردم وقتی خطی می کشیم بعددرانتهای خط کارتمام شده ودیگرادامه ندارد.

بعدازپایان یک مرحله واردمرحلهٔ دیگری می شویم یعنی نقطه سرخط دیگری انجام می شود من این علم رادرکنگره آموختم.

اگرنقطه بگذاریم وبرویم یک خط دیگراول بایدتغییرکنیم بعدتبدیل بشویم بعد ترخیص شویم یعنی باتغییروبعد تبدیل درپایان نقطه ازآن خط ترخیص شده و واردخط جدیدی   می شویم امااگراین حالات اتفاق نیفتد پس راکت مانده ایم وبدون حرکت دریک نقطه متوقف می شویم نه تغییرنه تبدیل ونه ترخیص صورت می گیرد.

درکنگره هم درسفراول باکم کردن یک پله تغییروتبدیل صورت می گیردوباایجادنظم وهماهنگی ترخیص می شودووارد پلهٔ بعدی می شود،امااین ترخیص زمانی انجام می گیرد که شخص آموزشهایی بگیرد ازتفکربه نقطهٔ فعل درآید. سخن گفتن ،نوشتن،شعاردادن کافی نیست بایدسخن خودرابه انجام برساندوازحرف به نقطهٔ فعل تبدیل کند،زمانی که یک انسان به یک انسان دیگرتبدیل شوداین ترخیص انجام می شودووقتی انسان کاملتروبهترتبدیل شود،بعد ترخیص ایجاد می شود،هیچ کس با زور زدن به چیزی نمی رسد اماباید زیادتلاش کن دودراینجاست که یوم الفصل ایجاد        می شود.شایدبعضی هافکرکنند که به درمان رسیدیم پس تمام شد یامرزبان شدم دیگرتمام شد یاسه سال لژیون داشتم دیگرتمام شد ودیگردرمان وآموزش گرفتن تمام شد دیگرکنگره تمام شد من کاری ندارم حتی آقای مهندس هم این رانمی گوید.

درپایان فرمودند:انسان بایدقوانین رااجراکندوازخط قرمزهاعبورنکندمشکلات همیشه هست امابه مشکلات نباید مانندانسان تک بُعدی نگاه کند بایدبه فرمان عقل برسد.فرمان عقل راانجام دهد.