بنام نامی اولین عاشق که اوست

رهجو و وظایف رهجو

زمانی که شخصی همراه با یک فرد مصرف کننده برای درمان اعتیاد وارد کنگره می شود، دو جایگاه به او تعلق می گیرد: جایگاه رهجو و جایگاه همسفر

همسفر یعنی بال پرواز برای اوج گرفتن بسوی رهایی و عرش کبریایی!

رهجو یعنی جوینده راه! راهی که سالها بر اثر عدم آگاهی و بودن در بیراهه مشخص نبود، راهی برای بهتر زیستن، راهی برای رسیدن به عشق بلاعوض، راهی برای رسیدن به محبت و راهی برای عبور از تاریکی و رسیدن به روشنایی.

این دو جایگاه مهم و ارزشمند هستند، حال کدام یک در اولویت قرار دارد و مهمتر است؟!

رهجو یا همسفر؟؟؟

برای پی بردن به مهم بودن هرکدام نگاهی به وظایف رهجو در کنگره و لژیون و همچنین در برابر استاد یا راهنمای خود شخص می اندازیم.

وظیفه رهجو پیدا کردن راه است، باید این را بدانیم که هر راهی قاعده و قوانینی دارد که باید برای پیمودن راه و رسیدن به مقصد نهایی این قوانین را حفظ و رعایت کنم و در زندگی خود به اجرا درآورم تا سالم و با کوله باری از بهترین ها به مقصد برسم، امروز جوینده راه رسیدن به رهایی و راه روشن و بهتر زیستن هستم که با قرار گرفتن در کنگره 60 این راه برایم نمایان شده است. با ورد به کنگره و انتخاب راهنمای بزرگوارم، شدم یک رهجو که باید قوانین را در قالب وظایفی در قبال کنگره و راهنمایم به نحو احسن انجام بدهم.

 وظایف من در جایگاه رهجو چیست؟؟؟

اولین وظیفه من این است که خواستار رهایی باشم، البته نه برای رهایی از اعتیاد چون من یک مصرف کننده نبوده ام ولی گرفتار نیروهای تخریبی شیطان بوده ام پس باید قدم اول را برای رهایی از دست این نیرها بردارم.

با ورود به کنگره و نشستن روی یکی از صندلیها و اشغال کردن آن باید حتمأ خواستار رهایی و رسیدن به آرامش باشم و صندلی را برای گذراندن اوقات فراغت اشغال نکنم و اگر نمی خواهم آموزش ببینم باید این مکان را ترک کرده و راه و صندلی را برای کسانی که واقعأ خواستار رسیدن به رهایی و آرامش هستند باز کنم.

وظیفه دیگرم آموزش پذیری است، و در این خصوص باید از آموزشها، نشریات و نوشتارهای کنگره و همچنین از سی دی های آموزشی و راهنمایی های راهنمایم استفاده کنم و آموزشها را کاربردی کنم و قطعأ به آنها عمل کنم تا نتیجه آن را ببینم، اگر علم یا آموزش را بگیرم و کاربردی نکنم تنها خود ضرر آن را خواهم دید و انسان بدون عمل مانند زنبوری بدون عسل می باشد.

 من باید به قوانین و اصول کنگره احترام بگذارم و به آنها عمل کنم و برای این منظور باید در کلاسها به موقع حاضر باشم، به سخنان اساتید محترم با جان و دل گوش فرا دهم، زودتر از اتمام جلسه نروم و دیرتر از آغاز جلسه نیام،غیبت نداشته باشم، در کار دیگران تجسس نکنم، در جلسات مشارکت داشته باشم، خدمت کنم،با راهنمایم صادق باشم، به دیگران احترام بگذارم تا دیگران به من احترام بگذارند.

زمانی که در لژیون قرار می گیریم باید قوانین لژیون را هم رعایت کنیم، راهنمای من به عنوان استاد و من شاگرد هستم پس در برابر استادم هم وظایفی دارم از قبیل اینکه باید بدانم که استادم پزشک معالججان و روان من است باید ادب و نزاکت را در خطاب به استادم رعایت کنم، زمان ورود به لژیون به احترام ایشان بایستم، برای استادم ایجاد مزاحمت نکنم، مابین حرفهای استادم وارد نشوم، بایستی به استادم احترام بگذارم و در کل باید سرم را با سر راهنمایم عوض کنم، یعنی تفکرات منفی را از ذهن خود خارج کنم و تفکرات استادم را که با تجربه در پیمودن این راه بدست آمده است را جایگزین افکار پوچ گذشته کنم و آنها را کاربردی کنم.

همچنین باید نسبت به استادم تواضع و فروتنی داشته باشم و حضرت محمد(ص) در زمینه آموختن علم و استاد فرمودند: علم بیاموزی و علم آموختن را برای به ثمر رسیدن آرامش و وقار خویش در پیش گیرید و نسبت به کسی که علم و دانش را از او اخذ می کنید متواضع و فروتن باشید.

نتیجه ای که از صحبت درمورد رهجو و وظایف رهجو می گیریم این است که: تا زمانی که رهجوی خوب و تسلیمی نباشیم و به وظایفم عمل نکنم قطعأ همسفر خوبی نیز نخواهم بود و به نوعی رهجو بودن زیر بنای همسفر بودن است و اول باید یک رهجو باشیم تا در کنار آ« بهترین همسفر باشیم.

در آخر در کنگره سلسله مراتبی وجود دارد: کمک راهنمایی، راهنمایی و ... که برای قرار گرفتن در هرکدام از این جایگاه ها باید ابتدا بهترین رهجو بود و با تلاش و خدمت صادقانه و آموزش پذیری این جایگاه ها را نیز تجربه کرد.

باسپاس فراوان از استاد بزرگوارم سرکار خانم آرزو بالنده بخاطر آموزشهای مفید و ارزشمند ایشان.

رهجوی همیشگی خانم بالنده: همسفر فرشته شفیعی