دستور جلسه :  نقش آموزش وخدمت در رهایی و تجربه من

به نام خدا
سه شنبه  17/10/92 جلسه سیزدهم از دوره سی ام  سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 رباط کریم
نگهبان :مسافر مهدی سفیداری    دبیر: مسافر صمد             استاد: مسافر رضا دولت آبادی 
دستور جلسه :  نقش آموزش وخدمت در رهایی و تجربه من

استاد خدا را سپاس گفتند  برای توفیق در این خدمت . درکنگره 60 مثلثهای  زیادی وجود دارد در بیرون از کنگره 60هم  مثلثها وجود دارند مثال مثلث دروغ، توجیه ، انکار  . زمانی که  شخص وارد کنگره60  می شود  و برای درمان  اعتیاد طبق مثلث جسم ، روان و جهان بینی  قرار می گیرد  یخهای آن شروع به آب شدن  می کند .  با حرکت در کنگره60 با به تعادل رسیدن جسم ، روان هم  به تبع آن به تعادل می رسد ولی جهان بینی  که در بیرون  از کنگره60 به آن پرداخته نمی شود زمان متفاوتی نیاز است جهان بینی  درکنگره60 با خدمت کردن عوض می شود و این خدمت  در عوض گرفتن  مادیات  نیست  مثال:  در ساختمان امامزاده  من آقای جلالی را الگوی خدمت قرار  می دادم در حالی ایشان  یک مهندس بودند و  مثل یک فرد عادی  خدمت می کردند و این تاثیرگذاری  را باعملکرد خود می گذاشتند افراد مختلفی  در کنگره60 می توانند در مورد  جهان بینی  الگوی یک مسافر  باشد . نتیجه  این که  جهان بینی  حاصل نمی شود مگر باخدمت  کردن در کنگره 60

و اما  در مورد آقای حمیدرضا هاشمی ، حمید به این جایگاه  نمی رسید مگر با خدمت کردن . حمید خیلی خیلی  تخریب داشت  براساس مواد مصرفی زیادی  داشت .  آقا حمید  اول آقای سبزه ای  را به عنوان راهنما انتخاب کردند ولی  بعد از مدتی  جذب لژیون شد که  من در آن خدمتگزار بود . من امروز خیلی  خوشحالم  و تبریک  می گویم  این تولد  را خدمت  خود آقای حمیدرضا  وکل اعضای کنگره 60.




 
پیام تولد : دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند  انسانها  نشانه های قدرت  مطلق را می بینند که در تو تجلی  گردیده  و می خواهند  از مسیر تو ، کلام  تو ،  راه تو  و روش تو خودشان را  به قدرت  مطلق برسانند.
آنتی ایکس مصرفی  تزریق  هروئین  ، شیشه  ، تریاک  ، قرص  طول سفر اول  13 ماه  و 18 روز رهایی از دام  اعتیاد  3 سال واندی   رشته ورزشی والیبال  ، تنیس روی میز .
آرزوی حمیدرضا  هاشمی :  من آرزو می کنم که افرادی که سخت سفر می کنند و تخریب بالایی دارند  خداوند اذن صادر کند و به درمان برسند.



خدا را سپاس  که روزی را شاهد بودم  که رها شدم چون باور نداشتم  تا اینکه  برادرهای خودم  رها شدند و تنها چیزی که به آن فکر نمی کردند  مصرف مواد بود. از آقای  دولت آبادی  از صمیم قلب سپاس  گذارم . چون همه راهنما ها  خالصانه دارند خدمت می کنند . من چنان پوسته سختی  برای خود درست کرده بودم که حرف کسی  درمن اثر نداشت  و اصلا تو تخیلات  من نمی گنجید که من روزی رها شوم . من زمانی که آموزش داشتم  ولی داشته ها ی من برعلیه من کار می کرد و از آن برای بحث کردن  با افراد دیگر  استفاده  می کردم و می خواستم ثابت  کنم که من درست می گویم .

 من در 5 سال  آخر مصرفم جهانهای شیطانی را کاملا تجربه کردم  و دچار توهمات  زیاد بودم . من درزمانی که  تزریق می کردم  چند مواد را با هم مصرف می کردم  . بعضی ها شاید برای نشئه  بازی مواد مصرف کنند ولی من برای خودکشی  مواد مصرف می کردم چون قبل از  اعتیاد انسان  آزاده ای بودم و دوست نداشتم که اسیر بندی باشم . درزمان  مصرف شیشه  توهم داشتم که همه انسانها برای من توطئه  کرده اند و من هم نقشه  می کشیدم که افراد خانواده خودم را از بین  ببرم .
امروز خیلی  خوشحالم  که این روز  را تجربه می کنم ولی با مشکلاتم  با حس خوب روبرو  می شوم  تا آنها را حل کنم . من تجربه کرده ام  که هر مشکلی که هست باید قبول کنم و آن  را حل  کنم . من همیشه  از همه شما آموزش  می گیرم و برای همه  شما بهترینها را آرزو می کنم.