به نام قدرت مطلق الله

{با حركت راه نمايان مي شود}

پرواضع است كه با سكون و بي تحركي هيچ چيز حاصل نميشود و هر چه مي كندحركت و جنبش مي كند.

در واقع اتفاقات و رويدادها و جريانات زندگي در پس هر حركتي روي ميدهد.در نظام هستي از حركت زمين به دور خود گرفته كه روز و شب را يكي پس از ديگري پديدار ميكند و در درون خودمان حركت هاي منقبض كننده و منبسط كننده ي قلب كه باعث انتقال خون به دور ترين عضو بدن مي شود و اگر اين حركت مؤثر نبود ما خود نيز قدرت حركت و جنبش نداشتيم و اين در واقع اهميت حركت را ميرساند و اينكه تا حركت نباشد راهي پيش روي ما نيست كه نمايان شود.

در واقع اگر بخواهم اين موضوع را با توجه به زندگي خود و ارتباطي كه با كنگره پيدا كردم بگويم مي توان گفت:كنگره سر جاي خودش بود و ما از طريق سايت با كنگره آشنا شده بوديم و هر روز برنامه ي آموزشي شروع خوب را از طريق تلويزيون دنبال مي كرديم هر چند اين قبيل مسايل ما را با مسيري كه قصد حركت در آن را داشتيم آشنا تر مي كرد ولي راهي براي ما نمايان نميشد.

در واقع تا زمانيكه حركتي صورت نگرفت[مسير]براي ما نا آشنا بود تا اينكه به همراه همسرم به سمت كنگره حركت كرديم و در آنجا توسط يكي از كمك راهنمايان كنگره 60 با چند و چون و خط مشي كنگره آشنا شديم و به طور مختصرى قوانين كنگره براى ما مشخص شد.

اما تنها حركت كافى نبود ما بايد راجب مسيرى كه پيش رو خود داشتيم مى انديشيديم.زيرا همچنان كه گفته شده است، انديشيدن پيش از كارتورا از سود و زيان آن آگاه ميسازد.

 با تفكرى كه راجب به كنگره پيدا كرديم تصميم گرفتيم به صورت جدى اين  مسير را ادامه دهيم و رفته رفته با هر بار آمدن به كنگره در واقع با حركت به سوى مسير مورد نظر راه برايمان نمايان تر شد و متوجه شديم كنگره چه مكانى است و ما را به كجا ها ميرساند و اين با حركت به سوى كنگره اتفاق افتاد.

اگر ما همچنان تنها از طريق سايت از كنگره مطلع بوديم و مرتبآ برنامه شروع خوب را دنبال مى كرديم بدون اينكه حركتى به سوى مسير داشته باشيم راه به جاى نهاديم.

پس حركت سر آغاز هر چيزى است و با حركت راه نمايان مى شود بايد دانست در هر حركتى ديگرى نهفته است و يا هر حركتى سر آغاز حركتى ديگر است.

همچنان كه ما با حركت به سوى كنگره آشنا شديم با مسير آن متوجه شديم كه بايد حركتى تحت عنوان سفر اول را با عناوين مسافر و همسفر آغاز گر باشيم كه پس از حركت در اين مسير خيلى چيزها بر ما نمايان شد و راهى كه توسط دوستانمان پيموده شده بود و ما از آن اطلاعى نداشتيم با پايان سفر اول شناختيم كه سرانجام رهايى بر ما نمايان شد و مجددآ حركت در سفر اول و رسيدن به سر منزل رهايى حركت ما را به سوى سفر دوم رقم زد.

اميدوارم با حركت درست و پاينده راهى كه در سفر دوم بر مسافران و همسفران گذشته بر ما نيز آشكار شود و اين گشايش راه و رسيدن به هدف و مقصدمان را در تولد يك سالگى جشن بگيريم.

امام على ميفرمايند:جوينده چيزى، يا به آن و يا به برخي از آن خواهد رسيد.

همسفر راضيه بادينلو رهجوى سركار خانم پورباباگل