قسمت دوم برنامه شروع خوب روز چهارشنبه مورخ 92/09/13 با حضور بنیان‌گذار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام از شبکه 3 سیما پخش شد که گزارش آن را به اطلاع شما می‌رسانیم . در قسمت اول مجری برنامه، آقای امیر معافی پیرامون مبحث پیشگیری از اعتیاد به پرسش و پاسخ با جناب مهندس پرداختند که ادامه این بحث را در ذیل تقدیم حضورتان می‌کنم.

_آقای مهندس با توجه به فرمایشات شما یعنی دوستان ما باید بدانند که اگر گه گاهی در بعضی از مهمانی‌ها مواد مصرف می‌کنند، در واقع کارت دعوتی صادر کرده‌اند برای اعتیاد. آیا کسی که مثلاً ماهی یک‌بار این اشتباه را انجام می‌دهد امکانش وجود دارد که در همین مرحله ایست کند؟

بسیار مهم است که بداند برای سفری که می‌خواهد انجام دهد سوار چه اتوبوسی شده ، سوار اتوبوسی شده که به خطرناک‌ترین نقطه دنیا می‌رود.

_آیا می‌توان از این اتوبوس پیاده شد؟

اگر سوار شد دیگر پیاده شدن خیلی سخت می‌شود اما با این وجود می‌تواند پیاده شود. این شخص اگر بداند که با یک‌بار مصرف کردن سوار چه اتوبوسی شده و مقصد اتوبوس کجاست قطعاً مواد مصرف نمی‌کند حتی تفریحی و برای یک‌بار. بعضی از کارها را نمی‌توان تست کرد و بهتر است که امتحان نشوند، عبور کردن از عرض اتوبان امتحان کردن ندارد. باید اعتیاد و چگونگی معتاد شدن را کاملاً بشناسیم ، بعد از این مرحله باید پیشگیری کنیم و اولین قدمی که در راه پیشگیری باید برداریم این است که ناقل‌های بیماری را از بین ببریم، هر معتاد یک معلم اعتیاد است که اعتیاد توسط همین افراد گسترش پیدا می‌کند. کسی که سابقه اعتیاد ندارد اگر هروئین را با تمام وسایل مصرف به او بدهند اصلاً نمی‌داند که چگونه از آن‌ها استفاده کند باید یک معلم داشته باشد که به او یاد بدهد و این معلم همان شخص مصرف‌کننده یا معتاد است. اعتیاد توسط معلمین اعتیاد که ناقل‌های ویروس اعتیاد هستند گسترش پیدا می‌کند پس عقل سلیم حکم می‌کند که؛ 1- ناقل‌های بیماری را مهار کنیم( درمان بیماران معتاد)  2- آموزش در جهت پیشگیری    که البته این دو مورد را باید همزمان باهم انجام داد. در جنگلی در حال سوختن است اول باید آتش را مهار کنیم( همان درمان بیماران) تا گسترش پیدا نکند و دوم به مردم آموزش بدهیم که جنگل را به آتش نکشند( پیشگیری). ما اگر بتوانیم تعداد معتادین کشور را ثابت نگه‌داریم و از رشد آن‌ها جلوگیری کنیم قدم بسیار بزرگی برداشته‌ایم.

طبق آماری که چند سال پیش اعلام شد، در کشور حدود یک میلیون و دویست هزار نفر معتاد مشغول به کار یا حرفه‌ای داریم و حدود هشت‌صد هزار نفر معتاد تفریحی که به اعتقاد من معتاد تفریحی وجود ندارد، این‌ها همه نامزدهای اعتیاد هستند که حتماً روزی به نکاح اعتیاد در خواهند آمد پس حرکت دوم بعد از مهار اعتیاد این است که ما کاری انجام بدهیم که این افراد به نکاح اعتیاد در نیایند یا آن‌ها را از اتوبوسی که سوار شده‌اند پیاده کنیم و به آن‌ها تفهیم کنیم که مثلاً آقای متخصص، فوق تخصص، دکتر، دختر دانشجو، پسر دانشجو، خانم خانه‌دار، قهرمان جهان تو هم در مسیری که قدم گذاشته‌ای و روشی که در پیش گرفته‌ای قطعاً معتاد خواهی شد و خودت هم باور نداری. تو مطمئنی که معتاد نخواهی شد و ما هم مطمئنیم که تو روزی معتاد خواهی شد.

سومین حرکت در جهت پیشگیری، دادن اطلاعات درست و صحیح و منطبق با حقیقت به خانواده‌ها است. در قدیم مثالی زده می‌شد با این عنوان که دزد خانه یا عروس است یا مادر شوهر. متأسفانه یکی از نقاط تاریک در شیوع اعتیاد این است که یکی از عواملی که باعث شیوع اعتیاد می‌شود خود خانواده‌ها هستند.مرد خانه معتاد است، همسرش را معتاد می‌کند، پسر خانه برادرش را معتاد می‌کند و...البته اینکه اعضای یک خانواده همدیگر را معتاد می‌کنند از روی عمد و دانسته نیست و از روی ناآگاهی است.

پس یکی از مکان‌هایی که باید پیشگیری در آن اتفاق بی افتد درون خانه‌ها و بین اعضای خانواده است.

 

_ در کنگره 60 که شما بنیان کرده‌اید چند نفر عضو هستند؟

البته من نمی‌خواستم اسمی از کنگره 60 بیاورم و درباره این مساله صحبت کنم چون در حال حاضر با محدودیت جا و فضا مواجه هستیم و در بعضی از شعب نمی‌توانیم کسی را قبول کنیم.

در حال حاضر تعداد اعضای کنگره 60 به حدود بیش از بیست هزار نفر در مراکز سراسر کشور می‌رسند و از سال پیش تا به امروز بالغ بر چهار هزار و هفتصد نفر از اعضای کنگره 60 روی پروژه OT هستند و در سراسر کشور در هفته حدود صدوپنجاه تا دویست نفر به این تعداد اضافه می‌شود، با چهل کلنیک در تهران و بعضی از شهرستان‌ها کار می‌کنیم و حدود سیصدوهشتاد نفر درمانشان به اتمام رسیده،این درمان هم حدود 11ماه زمان می‌برد تا به قطع کامل برسند به این صورت که درمان را با OT شروع می‌کنند،دارو کم‌کم کاهش پیدا می‌کند تا در نهایت به نقطه صفر و قطع کامل برسد. از این 380 نفر 140 نفر خانم هستند و مابقی را آقایان تشکیل می‌دهند.این افراد درمان شده 14 روز پس از قطع کامل 4 آزمایش انجام می‌دهند که مربوط به حشیش، شیشه، تریاک و دیازپام و لورازپام  و... است.

_آقای مهندس با این اقداماتی که شما انجام داده‌اید تا چه حد به نتیجه مثبت رسیده‌اید و تا چه حد می‌توانیم در بخش درمان امیدوار باشیم که OT  می‌تواند نقش بسیار مهمی در بخش درمان ایفا کند؟

اوپیوم تینکچر در صورتی می‌تواند نقش موثری داشته باشد که کادری که می‌خواهند از این دارو استفاده کند آموزش‌های لازم را دیده باشد و پروتکل درمان، پروتکل خوبی باشد، خدا را شکر که تا به حال بسیار خوب بوده و این آموزش‌ها به کیلینیک ها عرضه‌شده.

_ شما با وزارت بهداشت هم کار می‌کنید؟

وزارت بهداشت قسمت ریکاوری کنگره60 را پذیرفته، باهم در ارتباط هستیم و اطلاعات رد و بدل می‌کنیم چون اعتیاد دو بخش است؛ یک بخش پزشکی که مربوط به دارو می‌شود و مخصوص پزشک کلنیک  است و یک بخش مربوط به ریکاوری( بازیابی سلامت) می‌شود. از نظر گروه درمانی، ورزش،کارهای روانشناسی، جلسات و... خوشبختانه وزارت بهداشت کنگره را پذیرفته و همکاری خوبی بین کنگره و 40 کیلینیک برقرارشده که هر روز هم به این تعداد اضافه می‌شود. یکی از معضلاتی که در امریکا وجود دارد همین مساله است که نیروهای خودیاری مردمی و سازمان‌های غیر دولتی با کادر پزشکی مشکل دارند و روش همدیگر را قبول ندارند اما خوشبختانه در ایران  بین ما و مراکز پزشکی و دانشگاهی همکاری خوبی برقرارشده.

_ درباره پیشگیری مطلبی وجود دارد که ناگفته مانده باشد؟

خیلی مهم است که مکان‌های تفریحی ارزان‌قیمت را در اختیار مردم و جوان‌ها بگذاریم. یک زمان گفتیم که برای پیشگیری از بیماری ایدز به معتادین سرنگ بدهیم، انتقادات بسیاری شد که شما اعتیاد را ترویج می‌دهید و ابزار لازم را در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌دهید. بعضی از کارها، کار کارشناسی است و منتقدین نمی‌دانند که ضرر این کار بیشتر است یا کمتر، گاهی یک سود بالاترین زیان را به دنبالش دارد، از زمانی که سرنگ در اختیار مصرف‌کنندگان گذاشته شد رشد ایدز بسیار کم شد چون عامل اصلی رشد ایدز در ایران معتادین و استفاده آن‌ها از سرنگ‌های آلوده بود و امروز دیگر عامل اصلی شیوع این بیماری معتادین نیستند.

 مواد مخدر ارزان‌قیمت و کم خطر تر جلوی پیشرفت مواد مخدر گران‌قیمت تر و پر خطر تر را می‌گیرد. البته عاملی که باعث ورود جوانان به اعتیاد می‌شود همین سیگار است.

_در برنامه قبل شما خیلی مایل به صحبت درباره سیگار نبودید چه طور شد که در این برنامه خودتان این بحث را شروع کردید؟

آن زمان من خودم سیگار می‌کشیدم و از طرفداران پر و پا قرص سیگار بودم و تا آن زمان نتوانسته بودم سیگار را ترک کنم چون راهی برای درمان آن پیدا نکرده بودم.

درباره سیگار ما باید آمار و ارقام را در بیاوریم چون دنیای امروز با عدد و رقم و دلیل کار می‌کند. تا جایی که من اطلاع دارم 7 میلیون نفر در جهان در اثر استفاده از دخانیات می‌میرند، اگر مقدار کسانی را که در اثر استفاده بیش از حد از مواد اوردوز می‌کنند و می‌میرند را با مقدار کسانی که در اثر تصادف می‌میرند را با مقدار کسانی که به قتل می‌رسند را با مقدار کسانی که در اثر ایدز می‌میرند باهم جمع کنیم 7 میلیون نفر نمی‌شوند، بنابراین تلفات و کشتاری که سیگار دارد به مراتب بیشتر از مواد مخدر است. سیگار دروازه ورود به مواد مخدر است البته داشته‌ایم کسانی که سیگار نمی‌کشیدند اما هروئین مصرف می‌کردند.

 من هر روز ورزش می‌کنم، 10 سال است که 6 صبح به استخر می‌روم و شنا می‌کنم، نه قند خون دارم، نه چربی خون و نه مشکلات این‌چنینی اما یک روز که در دفتر کارم بودم سکته قلبی کردم، در بیمارستان معلوم شد که علت سکته قلبی من سیگار بوده.

 

 

_ یعنی جناب مهندس باید سکته برای شما اتفاق می‌افتاد تا متوجه شوید که سیگار بد است و آیا واقعاً باید برای همه این اتفاق بد رخ بدهد؟

 البته که نه، این مساله برای من کمی متفاوت بود. برای ترک سیگار آن زمان راهی پیدا نکرده بودم .

_یعنی خواست ترک سیگار داشتید؟

بله خواست بود اما راه نبود. من یک جستجوگر و محقق هستم، برای درمان اعتیادم 12 سال به دنبال راه گشتم، راه‌های بسیاری هم امتحان کردم اما همگی با شکست روبه رو می‌شد تا زمانی که راه خروج از اعتیاد به تریاک را یاد گرفتم در سیگار هم به همین ترتیب بود، سیگار هم راه خروج می‌خواهد. یکسری از مسائل وجود دارد که مربوط  به فیزیولوژی است و با یک بیماری هیچ فرقی ندارد. اعتیاد یک بیماری است که هم جسم را درگیر می‌کند و هم روان را. در سیگار که به نظرمان این قدر پیش پا افتاده می‌آید، اگر یک سیگاری، سیگارش را ترک کند حداقل تا 6 ماه زندگی عادی ندارد چون نیکوتین جزء نروترانسمیترها است که روی سیستم بیوشیمی بدن اثر می‌گذارد و مثل مورفین و... کاملاً وابستگی ایجاد می‌کند بنابراین اینکه فقط بگوییم سیگار نکش کاری از پیش نمی‌برد باید راه درمان و نکشیدن را هم عرضه کنیم البته راهی که قابل‌اجرا باشد چون خیلی‌ها بوده‌اند که سیگار نکشیده‌اند اما به سختی و رنج بسیاری برده‌اند.

_ یعنی این کافی نیست که به بینندگان بگوییم که سیگار نکشید؟

البته که کافی نیست چون خیلی‌ها بوده‌اند که ده‌ها بار پاکت سیگارشان را مچاله کرده و تصمیم به ترک گرفته‌اند اما دوباره مصرف کرده‌اند. اینکه در مساله پیشگیری از اعتیاد بحث سیگار را مطرح کردیم به این خاطر است که سیگار دریچه ورود به اعتیاد است چون فرد با مصرف سیگار با دود آشنا می‌شود و این آشنایی زمینه ساز آشنایی به دودهای دیگر مثل حشیش و شیشه و تریاک و ...می‌شود بنابراین مساله سیگار در پیشگیری از اعتیاد پله بسیار مهمی است.

_راهی که برای ترک سیگار پیدا کردید چه بود؟

برای درمان سیگار از همان متدی که برای درمان تریاک استفاده کرده بودم بهره بردم، متد DST یا روش کاهش تدریجی مواد. به این صورت که تریاک را که دودی مصرف می‌کردم برای درمانش از اپیوم تینکچر که خوراکی است استفاده کردم، یعنی دودی اول تبدیل به خوراکی شد و بعد مصرف خوراکی مواد تیپر شد و کاهش پیدا کرد، دقیقاً همین پروسه را روی سیگار اجرا کردم، سیگاری که اول به صورت دودی مصرف می‌کردم تبدیل کردم به نیکوتین خوراکی و بعد نیکوتین خوراکی را تیپر کردم. نیکوتین خوراکی در آدامس نیکوتین وجود دارد که مقدار نیکوتین هر آدامس روی بسته آن نوشته شده. مقدار نیکوتینی که هر شخص در روز با سیگار دود می‌کند را محاسبه می‌کنیم( به همان میزان آدامس نیکوتین دار استفاده می‌کند. البته ما در سیستم خودمان کلاس داریم و آموزش می‌دهیم) 3ماه زمان سازگاری است. تا 3ماه فرد هر وقت هوس سیگار کرد از آدامس می‌خورد و بعد از 3 ماه با ضریب 8/. و طبق فرمولی خاص میزان آدامس مصرفی را کاهش می‌دهد، تقریباً در هر پله 20% از آدامس را کاهش می‌دهد تا در نهایت آدامس هم قطع شود. در ابتدا که شروع به ترک سیگار کردم 30 نفر با من همراه شدند که امروز دستیاران من هستند، این 30 نفر هر کدام بعد از ترک سیگار تعدادی را آموزش می‌دهند و آن‌ها هم به همین ترتیب. آدامس نیکوتین مدت هااست که وجود دارد و حتی برچسب‌های نیکوتین هم موجود بوده اما با این متد استفاده نمی‌شده و به درمان قطعی هم نمی‌رسیده.

_آقای مهندس آیا این روش را ثبت کرده‌اید؟

خیر

_شاید روزی کسی به جای شما این روش را ثبت کند؟

مهم نیست، مهم این است که مصرف‌کنندگان به درمان برسند و نجات پیدا کنند.

 

_ آیا کسانی که دسترسی به شما ندارند می‌توانند خودشان از این روش استفاده کنند؟

شما در برنامه‌های تلویزیونی‌تان بخشی برای آشپزی و شیرینی‌پزی و... دارید بسیار هم خوب، یک برنامه هم ترتیب بدهید برای آموزش ترک سیگار من هم حاضر هستم این کار را انجام بدهم و روش درمان سیگار و حتی مواد مخدر را آموزش بدهم هیچ هزینه‌ای هم ندارد، فقط یک ماژیک می‌خواهد و یک وایت بورد چون در بعضی نقاط کشور مصرف‌کنندگان خواستار رهایی واقعاً دسترسی به هیچ امکاناتی ندارند.

در روز برنامه‌های زیادی پخش می‌شود با موضوعات مختلف، سیاسی، اجتماعی، ورزشی و... در هفته زمانی هم اختصاص بدهند به پخش برنامه‌هایی با موضوع مهار، پیشگیری و درمان مواد مخدر.

 ما اگر یکسری اطلاعات را از طریق همین تلویزیون در سال گذشته درباره شیشه نمی‌دادیم فاجعه‌ای رخ می‌داد به مراتب چندین برابر بدتر از اوضاع امروز جامعه. استانداران، رئیس شورای مواد مخدر هر استان هستند، یا در این زمینه به درستی فعالیت کنند یا بگویند که ما نمی‌توانیم و فرصت پرداختن به این مساله را نداریم. کسی که مسئول این کار می‌شود باید اعتیاد را از نزدیک ببیند و به بیغوله‌ها برود، کسانی را که بی‌پناه و بدون هیچ امکاناتی آواره خیابان‌ها و پارک ها و بیغوله‌ها هستند را از نزدیک ببیند. قانون گذار باید تکلیف جوانی را که در اثر استفاده از شیشه همسر و فرزندانش را سر بریده مشخص کند که آیا مجرم است یا در اثر توهم دست به این جنایت زده. در برنامه‌های تلویزیونی حرف زدن و همایش برگزار کردن کارساز نیست، در جای خود خوب است اما مشکل را حل نمی‌کند، اعتیاد روی کاغذ نیست، اعتیاد در برنامه‌های تلویزیونی هم نیست، اعتیاد در کف خیابان‌ها است. مسئولین باید از دفتر خود بیرون بیایند و به کف خیابان‌ها بروند، باید به مدارس و ورزشگاه‌ها و... بروند و بررسی کنند که چه کاری می‌توانند انجام دهند. اگر بودجه‌ای به مبارزه با مواد مخدر اختصاص داده می‌شود باید صرف همین کار شود نه جای دیگر، اگر اموال یک قاچاقچی مصادره می‌شود باید صرف مصرف‌کنندگان و خانواده‌های آن‌ها شود چرا که این اموال از همین افراد جمع شده.

کسانی که در این زمینه مسئول هستند باید فردا روزی جواب خداوند را بدهند. این مسئولین باید به خیابان‌ها بروند و ببینند که آیا مصرف‌کنندگان بیچاره در سرمای زمستان جایی برای خواب و غذایی برای خوردن دارند. این‌ها جوانان خودمان هستند که دانسته یا نادانسته درگیر اعتیاد شده و همه دارایی خود را از دست داده‌اند. من در دوران مصرفم دستگیر شدم و به بازداشتگاه افتادم، به حدی سرد بود و شرایط سختی داشت که هنوز با یادآوری آن روز استخوان‌هایم می‌لرزد، من یک بیمار مصرف‌کننده بودم، قطعاً چنین رفتاری با یک بیمار  از روی ناآگاهی است.بنابراین امیدوارم که بیشتر حرکت کنیم و در این زمینه فقط حرف نزنیم.

آقای امیر معافی: جناب مهندس ممنون از اینکه قبول زحمت کرده و به برنامه ما تشریف آوردید.

مهندس دژاکام:من هم از شما، مسئولین ستاد مبارزه با مواد مخدر، مسئولین شبکه 3و این برنامه تشکر می‌کنم.