راز زندگی

                  


روزی که خداوند جهان راآفرید،فرشتگان مقرب را به درگاه خود فرا خواندوازآنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یکی از فرشتگان به پروردگار گفت : آنرا در زیر زمین مدفون کن ،فرشته دیگری گفت : آن رادر زیر دریاها قرار بده وسومی گفت : راز زندگی را در کوه ها  قرار بده .

ولی خداوند فرمود :اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بیابند، در حالی که من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد . در این هنگام یکی از فرشتگان گفت : فهمیدم کجا ، ای خدای مهربان راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده ، زیرا هیچ کس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب ودرون خودش نگاه کند . وخداوند این فکر را پسندیدند .

گردآورنده : همسفر شفیعی