با تفکر ساختارها آغاز می گرددوبدون تفکر آنچه هست روبه زوال می رود 

 در وادی اول

بهتر است بدانیم چگونه همه چیز پیدامی شود ویا همه چیز چگونه خلق می شود،برای پیدا شدن یا خلق شدن اولین قدم یک فکر یا یک اندیشه است واین اندیشه وآغازخلق است بنابر این همه انسانها برای پیدا شدن لازم است تفکر نمایند ونیروی القاء ،احیا وتحرک هم موجود می باشد به عبارتی همه چیز اول مثل صفحه سفید نقاشی است سپس ذره ذره تصویر پدیدار می گردد واز معنی آن زشت وزیبا وهم وخوب پدیدار می گردد.

این وادی نقطه آغازی است برای حرکتی اصولی وصحیح برای حل مشکلات.

همان گونه که درابتدای وادی اول اشاره شده تفکر نقطه آغازخلق وپیدایش است،برای به وجود آوردن هر چیزی حتی درمان ورسیدن به رهایی بایستی تفکر نمود واین تفکر بایستی اصولی ومنطقی وبرمبنای واقعیت وباداشتن اطلاعات درست باشد البته در وادی های بعدی می آموزیم که تفکر به تنهایی کاری را از پیش نمی برد وبایستی در ادامه به اجرا گذاشته شودوتفکر خود یک مثلث کامل است.جایگاه تفکرو دانایی ما نیزکاملا مشخص شده است .این تعریف عبارت است از:حرکت ازیک نقطه مجهول برای رسیدن به یک نقطه معلوم،یا به عبارتی تفکری درست ومنطقی است که مجهولات رابرای ما روشن کند در این وادی یاد می گیریم قبل از هرانجامی ابتدا فکر کنیم ،درست فکر کنیم ودرپی کشف مجهولات وترسیم راه باشیم نه اینکه اول انجام بدهیم وبعد فکر کنیم .دروادی اول می آموزیم که ازاین موهبت وازاین قدرت عظیم که به انسان داده شده است درست استفاده نماییم.قدرت تفکر انسان قابل قیاس با موجودات دیگر نیست ،درکلام الله شریفه اشاره شده که خداوند انسان را برسر دوراهی هدایت کرد،این دو راهی بیانگر اختیار انسان است اگر موضوع اختیار باآن درجه اهمیت به انسان داده شده در کنار آن،قدرت تفکر نیزداده شد تا بتواند ازعهده اختیار برآید.

همسفر سمیه