سلام کبری هستم یک همسفر

امیدوارم بتوانم با تعریف گذشته وآنچه تجربه کرده ام کمکی به کسانی کرده باشم که درپی حقیقت هستند,حقیقتی که برای خودمن هم روزی غیر قابل باور بود وآن درمان اعتیاد بود....پس ازسالها دردورنج غم اعتیاد پسرم روزی خداوند راه رابرای ما نمایان کرد واین لطف پروردگار را هیچ وقت فراموش نمی کنم که مرا نیز مورد عنایت خود قرار داد.وآن زمانی بود که واقعا ناامید ازهمه چیز برای طب سوزنی فرزندم را به آدرسی که ازروزنامه ها پیدا کرده بودیم می خواستیم ببریم.درست همزمان با این موضوع شخصی مارا راهنمایی کرد که برای دیدن افرادی که ازاین بند رهاشده اند به پارک طالقانی برویم وهمسرم پسرم را به آنجا برد وبرقی درچشمانشان بود که همه مارا مشتاق کرد تابه دیدن آنها برویم وآنجا بود که نزدیکترین جا برای درمان را به ماکه رباط کریم بود معرفی کردند . درآنجا نحوه درمان که یک سال است وکلاسهای که در هفته 3روز بود را برای ما شرح دادند وروش درمان که با شربت otاست را برای درمان توضیح دادند.وقتی زمان را گفتند برای ما زمان یکسال خیلی طولانی به نظر میرسید ، و الان که 3سال از آن موضوع می گذرد ولی ماهنوز خودمان از آن دل نمی کنیم چون کمکی که کنگره 60 به ما ،ما را برآن داشت تا این راه را ادامه دهیم ,روزهای اول پس از3جلسه مهمان برای انتخاب راهنما رفته بودیم که به ماگفتند نمی توانید دریک لژیون باشید منظورم من وعروسم ،اول علتش برایم روشن نبود ولی قوانین را احترام گذاشتم تاپس ازمدتی برایم روشن شد ومشخص شد علت این کار که کاملا درست بود،مهم ترین مسئله در درمان پسرم این بود که اول خوداو برای درمان مشتاق بود ومنظم وبه موقع به کلاسها می آمد واز نشریات به طور مرتب استفاده می کردچون اگرخودش نمی خواست تمام دنیا هم جمع می شدنداین کار شدنی نبود.مسئله مهم دیگر انتخاب درست راهنما بودکه به عهده خود شخص است با این که مخالف بودیم با انتخابش ولی اومحکم وبا اطمینان به انتخابش پافشاری کرد، که واقعا درست بود.یک سال را به خوبی گذراند البته اشکالهایی هم داشت ولی طبیعی بود برای شخصی که بیماری اعتیاد دارد .

دراین زمان سفر فرد مسافر نباید به مسافرت یا جاهای که او را تحریک به برگشت می کند برود واین قانون را مسافرماخوب رعایت می کرد حتی یک ماه مانده بود تاسفرش تمام شود مابه مسافرت رفتیم ولی او وهمسفرش حاضر نشدن بیایند،به هرحال 20/5/89روز رهایی او از بند اعتیاد بود .بعضی ها بعد از رهایی دیگر به کلاس نمی آیند ولی به اعتقاد من وپسرم ما هم از نظر بازپرداخت نسبت به کنگره 60وهم از نظر بازپرداخت به جسم وروان وجهانبینی مدیون هستیم واین راه را ادامه داد که 23/6/90سالگرد اولین تولدش که روز شماری می کردیم راجشن گرفتیم و29/1/91برای خدمت مرزبانی پیمان بست تا خدمت کنند ونزدیک به دومین سال رهایی از بند اعتیاد او وهمسفرش همزمان کمک راهنمایی قبول شدند والان در کنگره60 برای رهایی دیگران خدمت می کنند .

همسفر کبری نجاتی