به نام قدرت مطلق الله

جلسه سیزدهم از دوره بیست و هشتم سری کارگاههای آموزشی عمومی روزهای سه شنبه نمایندگی رباط کریم با نگهبانی مسافر علی یعقوبلو، دبیری مسافر :بهمن مرادی  و استادی مسافر وحید هاشمی با دسنورجلسه نظم وانضباط در داخل و خارج کنگره 60 واولین سال رهایی مرزبان نمایندگی رباط کریم آقای مهدی سفیداری

 

خلاصه سخنان استاد :

از خداوند متشکرم که باردیگر  این فرصت را به من داد که به انسانها خدمت کنم . از مرزبان ها و ایجنت محترم شعبه هم تشکر می کنم . نظم و انظباط در داخل و خارج از کنگره ،همه می دانیم که در صحبت درمورد دستور جلسات باید فرود ما همیشه به اعتیاد و درمان آن بر گردد. کسی که دچار مصرف و سو مصرف مواد مخدر می شود و سیستم های بدنش از تعادل خارج می شود  ناخواسته دچار بی نظمی  می شود و نمی تواند به امورات خود و خانواده خود برسد . در کنگره 60 آموزش ها به شکل کاربردی است و خود فرد در کنگره می داند که باید مسائل را خودش ، حل کند . و این زمانی سخت است و زمانی دیگر سهل و آسان ! و این به خود شخص برمی گردد. اگر شخص فرمانبردار باشد آسان است و اگر فرمانبردار نباشد و ضد قوانین حرکت کند و فقط در لژیون سرتکان بدهد مشکل است و روز به روز هم مشکل تر می شود و به درمان هم نمی رسد . در کنگره ما خلاف جهت ناامیدی حرکت می کنیم ، انسان منظم و با برنامه و هدف از ناامیدی به دور است و میداند : هیچ اتفاقی بی حکمت و دلیل نیست و یاد می گیرد مسائلش را حل کند و راه را پیدا کند تا از اعتیاد خارج شود ، یاد می گیرد که مبدا و مقصد و مسیر حرکت چیست ،و این ها به دلیل نظم است که منجر به خود باوری در فرد می شود . ما اعتقاد داریم : علمی که تجربه شده باشد سند بدون نقص است ! تمام مشکلات بشر به خاطر دانش های کشف نشده است  ، و آقای مهندس دژاکام هر روز کارش را انجام می دهد و همیشه تکرار می کند به همین دلیل در تمام شعبات  همه کارها با نظم  در حال انجام است . به دلیل نظم اولیه در کنگره هر چه بیشتر ساختمان کنگره بالاتر میرود بر استحکامش نیز افزوده می شود. وقتی در لژیونی نظم نباشد ، مانند  پاتوق و قهوه خانه میشود!! زمانی هدف  کنگره 60 رهایی بود ، ولی حالا هدف کنگره پرورش انسان و استاد است .و این راهی ست که از فرمانبردار بودن از راهنما محقق می شود . درکنگره صحبت از انسانهای چند بعدی می شود ، یعنی شخص هم به مسائل درمان خود و هم به مسائل زندگی و کارو خانواده برسد و تنها چیزی که باعث چنین چیزی می شود نظم است.

سخنان استاد در مورد مسافر مهدی سفیداری:

مهدی یکی از افرادی بود که من قبل از کنگره با وی آشنا بودم ، ووقتی به کنگره آمد اول از همه به سمت من آمد ولی من به او گفتم که داخل کنگره با خارج از کنگره فرق می کند واین جا رابطه شاگرد و استادی است و بهتر است به لژیون کسی دیگر بروی . ولی پافشاری کرد . و من سعی کردم که از او حرکت اشتباهی ببینم و او را از خود برانم ! ولی خوشبختانه اینطور نشد و کاملا فرمانبردار بود  وتمام سختی ها را قبول می کرد . یکی از ضعفهایی که داشت این بود که مشارکت نمی کرد که با گوشزد من این کار را هم به خوبی شروع کرد . مهدی با مصرف 10 گرم شیره وارد کنگره شد و من با تجارب خودم و راهنمایی اساتید دیگر توانستم راه را به وی نمایان کنم و به خاطر مصرف بالاو سنگین مهدی ، سفرش طولانی شد و روزی ناراحت و اشک در چشم پیش من آمد که نکند دارد بد سفر می کند که سفرش طولانی شده ؟! ولی من او را در آغوش گرفتم و گفتم که اشتباه می کند . روز رهایی مهدی بسیار خوشحال بودم و در سفر دوم خدمتگزار خوبی شد و به درجه مرزبانی رسید ودر  امتحانات کمک راهنمایی نیز قبول شده است. من این روز رابه آقای مهندس  دژاکام و خانم آنی و سپس به آقای میثم حاج جعفری  استاد خودم و همه کمک راهنمایان  و افراد لژیون خودم و همه اعضای کنگره تبریک می گویم.

 

آرزوی مهدی سفیداری : آرزو می کنم تمام سفر اولی به سفر دوم برسند .

سخنان مهدی سفیداری :

طبق گفته دوستان تخریب من بالا بودو در تخریب های بالا شاید انسان رفتارهایی انجام دهد که دست خودش نباشد. من ماهها در لژیون می نشستم ولی چیزی متوجه نمی شدم  ! نشریات می خواندم ، سی دی گوش می کردم ولی فرقی نمی کرد. ولی به این نتیجه رسیدم که باید مو به مو به حرفهای آقای وحید هاشمی گوش کنم و انجام دهم.  یک سفر اولی مانند یک سرباز جنگی است که اگر حرکتی خلاف  حرف مافوق خود انجام دهد، شکست می خورد ! راهنما هم کار زیادی از انسان نمی خواهد .هر پله ای را که عوض می کند متناسب با حال رهجوست . من همیشه راس ساعت 5 درجلسات حاضر بودم و از تمام مشارکت ها استفاده می کردم حتی هنوز مشارکت های آقای خورشیدوند و آقای حاج جعفری را دارم . در انتها از همسفرم و راهنمای همسفر تشکر می کنم. از آقای وحید هاشمی راهنمای عزیزم تشکر می کنم. و از آقای مهندس دژاکام  و خانم آنی و تمام افراد کنگره 60 تشکر می کنم.

عکاس : مسافر غلام فرجی  

گزارش : مسافر ابراهیم رجبی