به نام قدرت مطلق الله

امان از حاشیه !!!

می خواهم این مطالب را با یک نوستالژی شروع کنم !

دوران مدرسه یادش بخیر ، دفترهای ساده 60 برگ و 40 برگ و 100 برگ که فقط چند خط ساده آبی رنگ بصورت افقی زیر هم قرار داشت و نه عکسی داشتند  و شکلی ! آن وقت چند شب پشت سرهم می نشستیم و با خودکارهای رنگی (عموما قرمز ) دو طرف برگه را دو خط عمودی می کشیدیم و برایش حاشیه درست می کردیم ،یا اگر می توانستیم با خط کش هایی که دارای حاشیه های شکلی (نیم دایره ، خطوط زیگزاگ ) این کار را انجام می دادیم . خودمانیم  چقدر زمان می گذاشتیم تا این کار  با نهایت دقت و ظرافت انجام بشود . واقعا چه جذابیتی برایمان داشت ! ؟ بعد کم کم امکانات و علم پیشرفت کرد و دفترهایی وارد بازار شد که خودشان حاشیه داشتند ، اونهم به چه زیبایی !!!

یادش بخیر ! چقدر از انرژیمان را پای این حاشیه ها می گذاشتیم و به متن قضیه  که همان مطالب درسی بود هیچ توجهی نداشتیم !

واقعا چه کسی می گوید حاشیه بد است ؟!

شما جلد مجلات در روزنامه ها و برنامه های تلویزیونی را نگاه کنید ، همیشه از حاشیه آدم های معروف صحبت می کنند . چه هنرمندان و ورزشکاران  ناشناخته ای که با یک مصاحبه جنجالی علیه شخص دیگری ، یک شبه معروف شدند و عکشان روی جلد مطبوعات و برنامه های تلویزیونی یکی پس از دیگری نمایش داده می شود .

چه کسی می گوید حاشیه بد است ؟!

از کسانی که مواد مصرف می کنند بپرسید که از چه چیز مصرف مواد بیشتر لذت می برند ؟ عموما می گویند که بساط  رو واسه بحثهای بقول خودشان پامنقلی دوست دارند . اینکه نشّه بشوند و شروع به غیبت و تعریف خاطره کنند .

واقعا این حاشیه و نق زدن چقدر به آدم انرژی می دهد . وقتی  که آدم شروع به ایراد گرفتن  می کند و نق می زند ، دیگران حساب کار دستشان می آید و می گویند : بابا ،هوای این شخص را داشته باشید ، تا آبرویمان را نبرده و برایمان داستان درست نکرده است !

تو بسیاری از ادارات و شرکتها دیدیم که شخصی با نق زدن و حاشیه درست کردن برای همکاران بخصوص مدیران ، کاری کرده که توانسته ، آن شخص را به زیر بکشاند و خودش به جای او به کرسی ریاست بنشیند .

چه کسی می گوید حاشیه بد است ؟!

وقتی که یک مسئولیتی را قبول می کنیم ولی از عهده اش بر نمی آییم و نمی توانیم کارمان را بدرستی انجام دهیم ،  شروع می کنیم به جوسازی و حاشیه سازی و نق زدن و ایراد گرفتن از کار دیگران ، تا بتوانیم از آن مهلکه و مشکل جان سالم بدر ببریم و آب هم از آب  تکان نخورد!

تو همین کنگره 60 کسانی  هستند که سالهاست می آیند و می روند ولی هنوز نتوانستند سفر اولشان را تمام کنند و به درمان برسند ، ولی از مصاحبت باهاشون لذت می بری از بس که (انتقاد سالم) می کنند!! . از کار راهنما ها ، مرزبانان و دیده بانان وحتی نگهبان کنگره 60 ایراد می گیرند ،حالا درسته که بعد از چند سال نتوانستند سفرشان را تمام کنند و از اعتیاد رها شوند و مثل اسب عصاری سالهاست که دور خودشون می چرخند و در جا می زنند و روز به روز حالشان بدتر می شود ؟؟!!! ولی با این حال باز هم بعضیها از مصاحبت باهاشون لذت می برند .

 چه کسی می گوید حاشیه بد است ؟!

وقتی همان مسافری که ذکر خیرش در سطور بالا  رفت ، در لژیون قرار می گیرد و چون البته ( با کمال شرمندگی ) خوب سفر نمی کند و راهنمای محترم بهش سخت میگیرد و به قول  معروف برجکش را می زند ، شروع می کند به نق زدن و از راهنما ایراد گرفتن ، که من در جامعه کسی هستم ، تو محل کار همه جلوی پام می ایستند و من چنینم و چنان . وعلیه  راهنما حاشیه سازی می کند تا شاید اینگونه انرژی از دست داده و در واقع نداشته اش را  ، به دست بیاورد.

یکی به من جواب دهد که چه کسی می گوید : حاشیه بد است ؟

وقتی این سوال را برای بار چندم و البته این دفعه محکم از خودم پرسیدم ،ناگهان صدایی از درونم درآمد و گفت : خیلی خوب  چرا داد می زنی ؟!

تو که می گویی  حاشیه  و معرکه گیری و نق زدن چیز خوبیه و به آدم انرژی میدهد ، کافیه فقط به سرنوشت کسانی که ازایشان تعریف کردی نگاه کنی و ببینی الان در چه وضعیت و جایگاهی قرار دارند .

آن هنرمندان و ورزشکاران و... که یک شبه با حاشیه سازی و جنجال معروف شدند و تند و تند به ایشان پیشنهاد های  میلیاردی می شد ، چند سال توانستند ، در عرصه بمانند ؟  آیا هنوز حضور دارند؟ و اگر حضور دارند ، آیا هنوز هم در بالاترین سطح قرار دارند ؟ یا که فلان بازیگر، جز سیاهی لشکر و نقشهای پیش پا افتاده شده است ؟ !

آیا فلان ورزشکار هنوز در اوج قرار دارند و در بهترین تیم بازی می کند ، یا که الان تو لیگ های دسته دو و سه بازی می کند و یا کاملا از صحنه خارج شده است و حتی اسمی ازش نیست ، تا اینکه به یکباره از روزنامه و تلویزیون می فهمیم که درفلان پارتی و فلان قضیه گرفتار شده است و آبرویش رفته است!؟

 آیا آن کارمندی که با حاشیه سازی به جایگاهی رسید ، باز هم توانست پیشرفت کند ، یا بعد از چند سال نزول درجه پیداکرد وحتی شاید از کار اخراج شد ؟!

این جهان کوه است و فعل ما صدا      باز می آید این صداها را ندا

درمورد مسافرینی که در کنگره  60 شروع به حاشیه سازی می کنند ،خودت زیبا جواب را دادی که الان در چه وضعیتی هستند وسالها دور خودشان می چرخند و هر روز حالشان بدتر از دیروز .

همه هم دوره ای هایشان رها شده اند و راهنما شدند و مرزبان شدند و در زندگیشان  ارتقا پیدا کردند و الان حتی یادشان نمی آید که زمانی مصرف کننده بودند ، اما آن مسافر حاشیه ساز و معرکه گیر هنوز اسیر  یک ذره مواد است !

" این داستان کسانی است که از پشم سیاه می خواهند قالی سفید ببافند ! ولی خود هم نمی دانند چگونه ؟ !

نمی دانند که با پنهان کاریها بیشتر ،مواد مذاب مانده و گنداب شده  بزودی نمایان خواهند شد "

آیا جز این است که هیچ عمل ضد ارزشی انجام نمی گیرد ، مگر اینکه ملبس به لباس زیبایی گردد؟!

آیا جز این است که انرژی که از تخریب دیگران بدست بیاید ، در نهایت منجر به تخریب و نابودی خود شخص می گردد و او رابه عمق گرداب بیشتری هدایت می کند ؟!

آیا جز این است که کسانی که از راه مستقیم و صحیح و خدمت صادقانه انرژی بدست می آورند ،دارای آرامش و لذت درونی ماندگار می شوند و هر روز حالشان بهتر از قبل می شود و به ارتقا می رسند ؟

آیا جز این است  که باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی کند ؟!

آیا جز این است که در مسائل حیاتی به خداوند و دوستان و فامیل مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن ؟

آیا ندیده ای بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران بی حاشیه ای که فقط به فکر پیشرفت خودشان بودند و اعتقادشان این است که ما حرفمان  را در زمین بازی و صحنه هنر می زنیم و می گویند : این قدر تلاش و تمرین می کنیم  تا بتوانیم خودمان را اثبات کنیم ، آیا اثبات نکردند و به ارتقا نرسیدند و ماندگار نشدند ؟

"جهان آرامگاهی است که اگر در پی دغدغه های دیگر نباشی ، به کهکشان های اطراف نیز سفر میکنی  و خلقت را ، هستی را ، نیرو و قدرت و انرژیها ی بی همتا را ، چون رشته های انوار ، مشاهده خواهی نمود ، اما بایستی آرامش و آسایش اندیشه ، مهیا شود ."

فکر کن . خداحافظ

نویسنده ِ: مسافرمجتبی بی غم